تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
نسبت به ظواهر قرآن و روايات اعتقاد دارند كه دلايل آن‌ها از اين قرار است : 1 . اصل تنزيه ايجاب مىكند كه خداوند هيچ صفت مشتركى با مخلوقات نداشته باشد . در جواب بايد گفت : اشتراك صفات خلق و خالق در مفهوم است ، نه در مصداق ؛ مثلا مصداق علم خداوند وجوب و اطلاق و مصداق علم انسان ، امكان « 1 » و محدوديت است . 2 . عقل بشر قادر نيست صفات خداوند را درك كند ؛ در جواب گفته مىشود : اگر توقيف و اين‌كه متوقف بودن اتصاف خداوند منوط به اذن شرعى و وجود آن‌ها در نصوص دينى است ، صحيح باشد ، در اسماى الهى است ، نه در صفات او ؛ درحالىكه قرآن مىفرمايد :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 2 » ؛ ( اى محمد ! ) بگو : خدا را يا با نام « اللّه » يا با نام و اسم « رحمان » يا به هراسمى بخوانيد ، اسماى نيكو مخصوص اوست . و باتوجه به اين‌كه « الف و لام » برسر اسما آمده ، شمول را افاده مىكند و مخصوصا اين‌كه تعداد اسما در روايات مختلف است ، پس توقيفى بودن و اين‌كه مسلمانان در مقام وصف خداوند بايد تنها از صفاتى استفاده كند كه در قرآن و روايات معتبر مطرح شده است ، موضوعيت ندارد . لهذا اطلاق اسمايى صحيح است كه از نقص و عدم خالى باشد ، خواه آن‌ها عينا در نصوص شرعى آمده باشند يا نيامده باشند . « 3 » در اين مورد على عليه السّلام مىفرمايد : « لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته ؛ « 4 » عقل‌ها را بر حد و نهايت داشتن صفت خود آگاه نساخته است ، ( زيرا براى صفات كه عين ذات اوست ، حدى نيست ، ولى ) آن‌ها را از شناختن خويش به‌قدر واجب باز نداشته است » . به‌علاوه استعداد افراد نيز در اين‌باره مختلف است كه بايد
هامش
( 1 ) . علامه طباطبائى ، رسائل توحيدى ، ترجمه على شيروانى هرندى ، ص 61 . ( 2 ) . اسراء ، آيه 110 . ( 3 ) . رسائل توحيدى ، ص 70 - 71 . ( 4 ) . نهج البلاغهء فيض الاسلام ، خطبه 49 .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 666 | رحمت الله شريفي نجف آبادى