تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
به علت‌شان تحقق دارند » ) . پس براى حقيقت وجود ، دومى وجود ندارد ، چنان‌كه ( بحث آن ) در مرحلهء اول ( فصل هفتم ، قسمت دوم ) گذشت - واجب الوجود ( بالذات ) است ، چون ثبوت شىء براى خودش و امتناع صدق نقيضش كه آن عدم است ، بر آن ، ضرورى و حتمى است . ( اذ كل مقابل غير قابل لمقابله - « 1 » . البته دو قاعدهء اول ، فقط درمورد حقيقت وجود مطلق كه همهء هستىها را فراگرفته است ، « 2 » صادق است و الا ، صدق مثل انسان بر انسان يا حيوان ناطق بر انسان كه حمل اولى ذاتى هستند ، به بركت وجود است . دقت در عبارات علامه و سبزوارى مىرساند كه علامه ، اصل برهان را از وى اخذ كرده است « 3 » ) . و وجوب حقيقت وجود يا بالذات و ذاتى است يا بالغير ، ولى اين‌كه وجوب حقيقت وجود ، بالغير باشد ، خلف و خلاف فرض لازم مىآيد ، چرا كه آن‌جا ( در دار وجود ) ، غير و ثانى ، تحقق ندارد ، پس حقيقت وجود ، واجب الوجود بالذات است . ( حكيم سبزوارى مىفرمايد : « لأنّ تلك الحقيقة لا ثانى لها حتى تتعلق به و تفتقر اليه بل كلما فرضته ثانيا لها فهو هى لا غيرها و العدم و الماهية حالهما معلومة « 4 » ؛ براى اين‌كه آن حقيقت وجود ، ثانى و غير ندارد تا وابسته به آن و نيازمند آن باشد ، بلكه هرچيزى را كه دومى آن فرض كردى ، همان حقيقت وجود است و لا غير ، و عدم و ماهيت نيز كه حكم‌شان معلوم است » كه ماهيت اعتبارى است و عدم هم ذات ندارد ، تا چه رسد وجود داشته باشد ) .

دليل دوم : برهان وجوب و امكان

حجة اخرى : الماهيّات الممكنة . . . لاستحالة الدور و التسلسل . دليل دوم ، ماهيات ممكن و معلول ، موجودند . ( ماهيت از لحاظ ذات فقط ماهيت
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 16 ، سبزوارى ، پاورقى . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 12 ، فصل 1 ، ص 269 . ( 3 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 16 - 17 ، پاورقى . ( 4 ) . شرح المنظومه ، مقصد 3 ، فريده 1 ، غرر 1 ، ص 146 .