معتقد به حركت جوهرىاند ) گفتهاند : بدون شك موضوع اين حركت ( جوهرى ) ، مادهء ( اولى ) است كه متحصل بهوسيله صورتى از صورتها ( صورة مّا ) است ؛ آن صورتهايى كه بهسبب اتصال و سيلان متعاقب و پشت سر هم و متحدند .
پس وحدت و تشخص ماده ، بهوسيله صورتى از صورتهاى متبدل ، محفوظ است ، اگر چه صورتى از صور ( صورة مّا ) ، مبهم و غيرمتشخص است ، لكن وحدت آن ( صورة مّا ) بهوسيلهء جوهر مفارق ( عقل فعال ) محفوظ است ، آن جوهر مفارقى كه فاعل ماده و حافظ آن است ، ( چنانكه در مرحله شش ، فصل هفتم بحث شد ) .
و عامل وحدت و تشخص ماده ، صورتى از صور ( صورة مّا ) است ، لذا صورة مّا ، شريك العله براى ماده است و مادهاى كه بهوسيله صورة مّا ، متحصل و داراى واقعيت است ، موضوع حركت ( جوهرى ) است .
جوهر مفارق ، صورة مّا را ايجاد مىكند و بهوسيلهء آن ، ماده را
و هذا ، كما أنّ القائلين بالكون . . . حافظة لتحصّلها و وحدتها .
و ( بسيارى از آنچه در همين فصل بيان شد ) مانند نظر قائلان به كون و فساد و نفى كنندگان حركت جوهرى است كه گفتهاند : فاعل ماده ، صورة مّا است كه وحدت آن ( صورة مّا ) بهوسيلهء جوهر مفارق ( كه در نظر مشائين ، عقل عاشر و دهم و در نظر ملا هادى سبزوارى مثال نورى و مثل افلاطونى است ) « 1 » ، محفوظ است و آن ( جوهر مفارق ) ، صورة مّا را ايجاد مىكند و بهوسيلهء آن صورة مّا ، ماده را ايجاد مىكند ، پس صورت در مقايسه با ماده ، شريك العله است و حافظ تحصل و وحدت ماده است .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 253 .