فصل ششم : موضوع حركت
در هرحركتى موضوعى وجود دارد
الفصل السادس : في موضوع الحركة . . . الحركة و تجرى عليه .
فصل ششم : درمورد موضوع حركت است كه آن همان متحركى است كه به حركت متصف مىشود . قطعا ( از بحثهاى گذشته ، فصل اول و سوم ) دانستى كه حركت ، خروج تدريجى شىء از قوه به فعل است و اينكه لازم است اين قوه در امر جوهرى ، محمول ( و جاگير ) و قائم به آن ( امر جوهرى ) باشد . ( يعنى قوه و استعداد به جوهر حمل و مربوط شود و متكى به آن باشد ، به عبارت ديگر : استعداد و قوه حتما در ضمن يك وجود جوهرى است و بايد در يك امر جوهرى قرار گرفته و متكى به آن باشد ) و اين امرى كه بالقوه است ( و ماده ، حامل آن است ) ، كمال بالقوه براى ماده و متحد با آن ( ماده ) است ( كه اگر به فعليت برسد كمال بالفعل ماده است ) ، پس وقتى قوه به فعل تبديل شد ، فعل بهجاى قوه ، متحد با ماده مىگردد . ( به سه مطلب بايد توجه داشت : يكى اينكه ماده داراى سه صفت است : 1 . كمال بالقوه ؛ 2 . حركت ؛ 3 . كمال بالفعل كه دو صفت اول و دوم قابل اجتماع هستند .
ولى صفت سوم با هيچيك از آندو جمع نمىشود و ديگر اينكه ماده در فعليت جديد و فعليت سابق يكى است و الا تسلسل مادههاى بىنهايت لازم مىآيد ، چنانكه در فصل اول ، در قسمت دوم اين مرحله گذشت و ديگر اينكه زمان ، زاده حركت و بعد چهارم ماده است ) .
لذا ؛ مثلا مادهء آب ، بالقوه ، هوا ( بخار ) است و نيز جسم ترش ، بالقوه شيرين است ، پس هنگامىكه آب بهبخار و ترشى به شيرينى ، مبدل بشوند ، مادهاى كه در آب است ، متلبس و متصف بهبخار و جسم ترش ، متصف به شيرينى مىشوند . پس در حركت ، موضوعى وجود دارد كه حركت صفت آن بهحساب مىآيد و جارى ( و