تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
و بعضى ديگر از موجودات بالقوه هستند ( يعنى داراى حركت‌اند و هنوز به فعليت نرسيده‌اند ، هرچند فعليتى ديگر دارند ) و آن‌دو قسم ( بالقوه و بالفعل از جهت اين‌كه باهم‌اند ، چون همهء موجودات مادى از جهتى بالقوه و از جهتى بالفعل هستند ، ) تنها در اين مرحله ( دهم ) مورد بحث قرار مىگيرند كه در آن ، شانزده فصل وجود دارد .

معانى قوه

لفظ قوه ، اولين دفعه براى معنا و خصوصيتى موجود در حيوان ( و انسان ) وضع شد كه به‌وسيلهء آن ، حيوان مىتواند افعال سختى انجام دهد كه مقابل آن ضعف است و بعد ، در معنايى استعمال شد كه دلالت بر عدم تأثر محسوس و بارز يك فاعل از خارج از خود دارد ؛ يعنى عدم تأثر و ضعف از انجام دادن كارى ، دليل بر وجود قوت است مثل انسانى كه در برابر ميكرب‌ها مقاوم است ، سپس آن‌را در معنايى قرار دادند كه فاعل جز كمى و اندكى ، منفعل مىشود ؛ اگر چه كارى هم انجام نداده باشد . و در مرحلهء بعد ، خود شىء ، كه هيچ انفعالى ندارد ؛ ( يعنى نفس توان ) ، قوه ناميده شد . سپس فلاسفه لفظ قوه را درمورد چيزى به‌كار بردند كه مبدأ تغيير در چيز ديگر است ، اگر چه در آن اراده هم نباشد ، تا آن‌جا كه خود حرارت را از آن جهت كه مبدأ تغيير گرماى آب است ، قوه ناميدند كه اين معنا به « أن يفعل » در مقابل « أن ينفعل » نزديك است و بالاخره معناى قوه ، همان امكان استعدادى است كه مورد بحث است . « 1 » علامه طباطبائى ، قوه را به‌معناى مبدأ قبول ( هيولا ) و مبدأ فعل ، كه موردنظر در مرحله دهم بداية الحكمه است ، اطلاق مىكند و مىفرمايد : چنان‌كه قواى طبيعى بر مبادى آثار طبيعى اطلاق مىشود ، قواى نفسانى بر مبادى آثار از جمله ابصار و سمع و
هامش
( 1 ) . ابن سينا ، الشفا ، الطبيعيات ، با مقدمهء الدكتور ابراهيم مدكور ، ص 170 - 177 و نهاية الحكمه ، مرحله 9 ، مقدمه .