6 . اشتراك تقدم دهرى و زمانى اين است كه متقدم با متأخر جمع نمىشود ، ولى در اولى تقدم و تأخر ، طولى و در دومى ، عرضى است .
7 . معيت در رتبهء حسى ، مانند معيت دو مأمومى كه پشتسر امام جماعت ، نسبت به محراب بهعنوان مبدأ ، ايستادهاند و معيت عقلى ، مثل معيت دو نوع يا دو جنس تحت جنسى در انواع و اجناس مترتب به نسبت به نوع يا جنس ( اسب و آهو نسبت به حيوان معيّت دارند و حيوان در آندو ، نسبت به انسان ، معيّت دارند . ) و معيّت در شرف ، مثل دو شجاع مساوى در ملكه و معيّت در زمان ، مانند دو حركتى كه عينا در زمان واحد واقع هستند .
و معيّت بالطبع ، مانند دو جزء متساوى نسبت به كل ، مانند دو واحد نسبت به دو و معيّت علّى مانند دو معلول يك علت تامه ، مانند حسن و حسين كه مخلوق خدايند ، و حال و حكم در معيّت بالحقيقه و المجاز و در معيّت بالحق ، همان حكم در معيّت علّى و معيّت بالدهر است ، لذا دو وجود انسان و اسب ، معيّت بالحقيقه نسبت به خداوند دارند و ماهيت آنها معيّت بالمجاز و اصل وجودهاى دانى نسبت به وجود اعلى مرتبه ، معيّت بالحق دارند و عقول عرضى نسبت به خداوند معيّت دهرى دارند .
8 . اينگونه نيست كه هرجا تقدم و تأخر ( ملكه ) نباشد ، معيّت ( عدم ملكه ) باشد ؛ مثلا در عقول نه تقدم و تأخر زمانى حاكم است و نه معيّت زمانى « 1 » .
فصل دوم : ملاك سبق در اقسام آن
تعريف ملاك سبق
الفصل الثانى : في ملاك السبق . . . المتأخّر ، الذى فيه التقدم .
فصل دوم : درمورد ملاك سبق ( و لحوق ) ، در اقسام سبق ( و لحوق ) است . و آن ملاك سبق ، امر مشتركى است كه ميان متقدم و متأخر است كه در آن تقدم ( و تأخر )
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 10 ، فصل 3 ، ص 229 .