در اين نوع تقدم و تأخر ، تأثير و تأثرى و فاعليت و معلوليتى وجود ندارد ، بلكه حكم وجود علت و معلول ، حكم يك چيز واحدى مثل وجود است كه شئون و اطوار مختلف دارد ؛ يعنى براى وجود ، تطورى و از طورى بهطور ديگر وجود دارد . « 1 »
چند نكته درمورد تقدم و تأخر
1 . در بحث سبق و لحوق ، اقسام و ملاك تقدم و تأخر و معيّت و معنا و اقسام حدوث و قدم و مخصوصا حدوث و قدم زمانى و بطلان آن مطرح است كه توسط علامه طباطبائى بحث مىشود . « 2 »
2 . چون تقدم و تأخر و حدوث و قدم ، ذاتا عارض اصل وجود مىشوند ، از مفاهيم عامه فلسفى مىشوند كه نيازى به تعريف منطقى ندارند و اگر هم علامه طباطبائى حدوث و قدم را تعريف كرده است ، از باب تعريف لفظى براى تنبيه و تقريب به ذهن و بيان اظهر خواص آن است ، تا مصاديق آن متمايز گردند و لا غير .
3 . حدوث و قدم از معقولات ثانيهء فلسفى است ؛ يعنى اگر گفته شود : ماده ، حادث ذاتى است ، ماده در خارج متصف به حدوث مىگردد و حدوث ، تنها در ذهن عارض ماده مىگردد .
4 . حكماى پيشين معتقد بودند كه نسبت ثابت به ثابت ، سرمد و نسبت ثابت به متغير ، دهر و نسبت متغير به متغير ، زمان است : « قد وقع فى كلام الأوائل نسبة الثابت الى الثابت سرمد و نسبة الثابت الى المتغير دهر و نسبة المتغير الى المتغير زمان » . « 3 »
5 . تقدم بعضى از اجزاى زمان بر برخى ديگر ، به جهت اينكه اجزاى سابق علت معده براى اجزاى لاحق هستند ، بالطبع و از جهت عدم اجتماع آنها زمانى است . « 4 »
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 257 .
( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 10 ، فصل اول .
( 3 ) . شرح هداية اثيريه ، ص 232 .
( 4 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 256 .