( به اين ترتيب كسىكه بالاى پشتبام مىرود ، عرفا غلط است بگويد : پلهپله از نردبان بالا مىرفتم ، ناگهان به پشتبام رسيدم ، ولى اگر متوجه شد ، كه از پايين ، به همكف رسيده است ، عرفا اشكال ندارد بگويد : اتفاقا به همكف رسيدهام ) .
اتفاق چيست ؟
گاهى اتفاق بهمعناى نفى قانون عليت است كه محال است ، زيرا همهء كسانىكه در مقابل الهيون قرار گرفتهاند ، دليلى براى اتفاق مذكور نداشتند و الا وقتى ، مسئله علت و معلول خدشه بردارد ، هيچ چيزى حتى اثبات تصادف و صدفه قابل اثبات و ابطال نخواهد بود ؛ بنابراين ، حتى ماترياليستها ، اصل علت و معلول را قبول كردهاند ، جز اينكه آن را منحصر در ماده دانستهاند ، به همين دليل است كه در تاريخ فلسفه از كسانىكه اصل مذكور را رد كردهاند نامى برده نشده است مگر ايدهآليستها كه اساسا وجود را قبول ندارد .
گاهى منظور از اتفاق ، نفى علت غايى است ؛ بهمعناى اينكه ميان فعل فاعل و اثر آن ، ضرورت وجود ندارد ، كه ملا هادى سبزوارى در اينمورد چنين سروده است :
و ليس فى الوجود الاتفاقى * إذ كل ما يحدث فهو راقى
لعلل بها وجوده وجب * يقول الاتفاق جاهل السبب « 1 »
و گاهى اتفاق ، بهمعناى نفى علت فاعلى و علة العلل براى مخلوقات است .
با بحثى كه دنبال شد ، معلوم شد كه اتفاق به هيچوجه ، مصداقى در خارج ندارد و نمىتوان اتفاق را در زمرهء اسباب و علل موجودات اعم از فاعلى و غايى تلقى كرد و بهحساب آورد ؛ يعنى نمىتوان گفت : سبب خلقت موجودات ، اتفاق بوده است ، زيرا اين تناقض است ، چه از يكطرف سببيت ، قبول مىشود و از طرف ديگر ابطال مىگردد .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، قسمت فلسفه ، ص 127 .