مىشوند ، مانند ايستادن و نشستن زيد و برخى از آنها حقايقىاند كه بهندرت حاصل مىشوند و اقلى الوجود هستند ، مانند انگشت زايد در انسان ( شش انگشتى و افراد كودن يا نابغه ) .
چرا از امور چهارگانه عالم طبيعت ، تنها امور دائمى الوجود تحقق دارند ؟
و الأمر الأكثرىّ الوجود . . . نظام ثابت لا يختلف و لا يتخلّف . « 1 » و امر اكثرى الوجود با دائمى الوجود ، بهسبب وجود معارضى كه در بعضى مواقع عارض اكثرى الوجود مىشود ، تفاوت دارد ، مانند تعداد انگشتان دست كه اغلب پنج عدد است و چه بسا قوه و نيروى صورتگر براى انگشت ، به ماده و سلول زائد كه صلاحيت براى صورت انگشت را دارد برخورد كند و مواجه شود ، پس آن قوه ، مادهء زايد را بهصورت انگشت صورتگرى مىكند ( و الا اگر وجود معارضى بهبعضى از دستها عارض نمىشد كه آنها را شش انگشتى كند ، اكثرى الوجود ، دائمى الوجود و با آن يكى مىشد ) و از اينجا دانسته مىشود كه انگشتان ( هميشه ) پنج عدد هستند ، مشروط بر اينكه مادهء زايد ( براى ششمين انگشت ) وجود نداشته باشد .
بدون شك امر ؛ ( يعنى پنج انگشتى بودن ) به اين شرط ( كه مادهء زايد و صالح و مناسب براى انگشت ششمى وجود نداشته باشد ) ، دائمى الوجود مىشود ، نه اكثرى الوجود و ( باز دانسته مىشود ) كه همچنين امر اقلى الوجود ، بهشرط وجود معارض مذكور ( كه همان ماده صالح براى شش انگشتى هست ) ، دائمى الوجود مىگردد ، نه اقلى الوجود و وقتى حقيقتا اكثرى و اقلى ، دائمى الوجود شوند ، پس امر مساوى ، ظاهر است ؛ ( يعنى هريك از نشستن و ايستادن با شرايط خاص خود ، دائمى الوجود مىگردد ) ، پس تمام امور ، دائمى الوجود و جارى بر يك نظام ثابتى هستند كه نه اختلاف در آنها ديده مىشود و نه تخلف ( و اينكه از مسير اصلى خود منحرف
هامش
( 1 ) . ابن سينا ، طبيعيات شفا ، مقاله اول ، فصل سيزدهم و چهاردهم .