تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
وجود معلول را افاضه ( و اعطا ) مىكند و روى آن ( وجود معلول ) كار مىكند . ( طبق اين تعريف ، علت فاعلى ، اعم از علت حقيقى و مستقل واجب الوجودى است ، لذا شامل هرچيزى هم مىشود كه به اذن خداوند سبب چيز ديگر مىشود ) - داراى اقسامى است و بدون شك در وجه و دليل ضبط اين اقسام ( فلاسفه ) تذكر داده‌اند : فاعل يا علم به فعلش دارد يا ندارد و دومى ( كه علم به فعلش ندارد ، دو صورت دارد : ) يا فعلش ملايم طبعش مىباشد و آن فاعل بالطبع است . ( مثلا سنگى كه از بالا به پايين سقوط مىكند ، براساس خاصيت طبيعى ، آن هم به طبيعت ثانوى و به اصطلاح به حمل شايع ، است ) يا فعل مناسب طبعش نيست و آن فاعل بالقسر است ، ( مثل سنگى كه به‌طرف بالا پرتاب مىشود كه ملايم با طبعش نيست ، لذا برمىگردد ) . و اولى - و آن فاعلى است كه علم به فعلش دارد ( صور مختلفى دارد : ) اگر فعلش به اراده‌اش نباشد ، پس آن فاعل بالجبر است و اگر فعل از روى اراده باشد ( چند قسم است : ) يا علم فاعل به فعلش در مرتبهء فعلش ، بلكه عين فعلش مىباشد و آن فاعل بالرضاست و يا اين‌كه علمش به فعلش ، قبل از فعلش مىباشد و در اين هنگام ( مسئله چند وجه دارد : ) يا اين‌كه علم آن فاعل مقرون ( و ضميمه ) داعى ( و انگيزهء ) زايد ( بر ذات فاعل است ) و آن فاعل بالقصد است و يا اين‌كه علمش قرين به انگيزهء زايد ( بر ذاتش ) نيست ، بلكه خود علم فعلى ( او ) ، منشأ صدور معلول است و در اين موقع ( چند حالت دارد : ) پس يا علم فاعل زايد بر ذاتش مىباشد و آن فاعل بالعنايه است و يا غير زايد بر ذاتش مىباشد و آن فاعل بالتجلى است و وقتى فاعل در آنچه ( در اقسام هشت‌گانهء فاعل ) گذشت ، به ( فاعل و ) فعلش ، از جهت اين كه فاعل و فعلش ، فعل فاعل ديگرى است ، نسبت داده شود ، فاعل بالتسخير است .