جسم را آماده مىكنند براى مقاومت و منفعل نشدن يا پذيرش و انفعال ) و همچنين قوه و لاقوه ناميده مىشوند ، مانند استعداد شديد در جهت ( و براى ) انفعال ( و قبول ) ، مثل لين و نرمى ( موم و ممراضيت ؛ يعنى آمادگى زياد براى پذيرش بيمارى ، كه آنها جسم را پذيراى اشكال مختلف ، با عوامل خارجى مىسازد و اين را لاقوه يا وهن طبيعى مىگويند ) و استعداد شديد در جهت ( و براى ) لاانفعال ( و عدم قبول ) ، مثل صلابت و سختى ( جسم كه موجب مقاومت آن در برابر عوامل خارجى مىگردد و آن را قوه مىنامند .
و مصحاحيت ؛ يعنى آمادگى زياد براى صحت و عدم قبول بيمارى ) و شايسته است كه مطلق استعدادى كه متكى به ماده است ( اعم از اينكه شديد باشد يا ضعيف ) از جمله كيفيات استعدادى شمرده شود . ( ملا هادى سبزوارى در اين مورد مىفرمايد :
استعدادهاى متوسط از قبيل كيفيات استعدادى است ، الا اينكه دو قسم شديد مذكور به قوه و لاقوه ناميده شدهاند ) .
و نسبت استعداد به قوهء جوهرى ، كه همان ماده ( و هيولا ) است ، مانند نسبت جسم تعليمى ، كه فعليت امتداد در جهات سهگانه است ، به جسم طبيعى است كه در آن ( جسم طبيعى ) ، امكان آن ( امتداد ) وجود دارد . ( همانگونه كه جهات در جسم تعليمى و رياضى ، مشخص و در جسم طبيعى ، مبهم است ، استعداد چيزى ، قوهء معين و استعداد هيولا ، قوهء مبهم است . علامه طباطبائى در اينباره مىفرمايد : بعضى از فلاسفه ، نوع سومى به كيفيت استعداد افزودهاند كه آن استعداد شديد در جهت و براى فعل است ، مانند مصارعيت و آمادگى براى شكست دادن حريف و به زمين زدن او كه مورد قبول معظمله و شيخ الرئيس و ملاصدرا نيست .
شايد علت آن ، اين باشد كه : اولا : مصارعيت درمورد اجسام نيست و ثانيا : اكتسابى است و بالاخره اينكه اثر از فاعل - كشتىگير - است نه اثر قوه . معظمله در خصوص معناى جامع كيفيت استعدادى مىفرمايد : « انه كيفية بها يترجّح احد جانبى القبول و
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: رحمت الله شريفي نجف آبادى
ص٣٣١