كه ماده ، قسمت خارجى و فكّى را مىپذيرد ، به اين جهت است كه هيولا نه داراى وصف انفصال است و نه داراى وصف اتصال ، ولى كميت به حسب خارج بسيط است و قبول قسمت بالفعل و خارجى « 1 » نمىكند ، چه كميت عين اتصال است و اين با انفصال جمع نمىشود و الا تناقض پيش مىآيد ) .
ثالثا : از خواص كم ، وجود چيزى است كه كم را عادّ مىكند و مىشمارد ؛ يعنى آن كم را با عادكردن ، بهواسطهء اسقاطكردن عاد از آن كم ، آنرا هم بهطور مكرر ، نابودش مىسازد . ( مثلا ده را با يك عاد مىكنيم كه هردفعه يكى از ده را كم مىكنيم ، تا خلاص و نابود شود ) ، پس كم منفصل ، همان عدد است كه مبدأ آن واحد است و آن واحد ، عادّ و شمارنده و فانىكنندهء جميع انواع كم منفصل است ، با اينكه برخى از انواعش ، عاد براى بعضى از اعداد است ، مانند دو براى چهار ( كه با دو ، دو دفعه مىتوان چهار را نابود كرد : دفعه اول از چهار ، دو تا كم مىكنيم و دفعه دوم همچنين ، لذا چهار نابود مىشود ) و سه نيز براى نه ، عاد است ( كه با سه دفعه ، نه را عاد و شمارش و نابود مىكنيم و البته هرعددى ممكن است شمارندههاى ديگرى نيز داشته باشد ، مانند عدد ده ، كه عدد دو و عدد پنج شمارندهء آن است ) و كم متصل به اجزايى تقسيم مىشود ، پس جزئى از آن ( كم متصل ) ، تمام آن كم را عاد و نابود مىكند .
رابعا : از خصوصيات كمّ ، مساوات و عدم مساوات است . ( كمّى با كمّى مساوى است يا چنين نيست ) كه آندو خاصيت ( بالذات ) براى كم است و همچنين براى غير آن كم ( مثل جسم ) بالمجاز است و بهسبب عارض شدن كم بر مقولههاى ديگر ، عارض بر آنها مىشوند .
خامسا : از خواص كم ، با نهايت و بىنهايت بودن ( آن ) است و آندو ، مانند دو امر سابق ( مساوات و عدم مساوات ) است كه بالذات و بالحقيقه بر كمّ حمل مىشوند و بالعرض و المجاز بر جسم .
هامش
( 1 ) . محمد تقى آملى ، درر الفوائد ، ج 1 ، ص 397 .