تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

چند نكته درمورد كمّ از جهت تعريف و خلأ و تضاد

1 . عدد ، داراى دو تعريف است : الف ) مقدارى است كه بر يك و آنچه از آن تأليف مىگردد اطلاق مىشود : « كمية يطلق على الواحد و ما تألف منه » پس طبق اين تعريف يك هم عدد است ، كه اين صحيح نيست ، چه عدد و متعدد و تعداد و . . . هم‌خانواده و به‌معناى كثرت و زيادت هستند . ب ) عدد آن است كه نصف مجموع دو طرف خود باشد ، مانند 6 كه طرف پايين آن 5 است و طرف بالاى آن 7 ، كه مجموع آن دو 12 و نصف آن ، 6 مىشود ؛ لذا يك عدد نيست « 1 » . 2 . اين‌كه بعضى خلأ را - به‌معناى فضاى خالى از هرموجود اشغال‌كنندهء فضا - قبول كرده‌اند و آن‌را دليل عدم تحقق كم متصل قارّ الذات دانسته‌اند ، بدين جهت است كه گمان كرده‌اند محال است عرض ؛ يعنى كمّ متصل قارّ الذات باشد و معروض ؛ يعنى ملأ و موجود اشغال‌كنندهء فضا وجود نداشته باشد كه در جواب گفته مىشود : خلأ به‌معناى مذكور اساسا باطل است . 3 . اين‌كه علامه طباطبائى ، كمّ را بالذات ، قابل قسمت وهمى مىداند ، جامع نيست ، زيرا شامل كم منفصل كه انقسامش بالفعل و در خارج است ، نمىشود . « 2 » 4 . اين‌كه در كم تضاد نيست ، از خواص تنها كم نيست ، چه در جواهر هم تضاد وجود ندارد ، مگر اين گفته شود : در جوهر كه تضاد وجود ندارد به‌سبب اين است كه موضوع ندارد ، ولى كم ، به موضوع نياز دارد و تنها اين عرض است كه داراى تضاد نيست .
هامش
( 1 ) . شيخ بهايى ، كنز الحساب فى شرح خلاصة الحساب ، ص 6 . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 18 ، ص 109 .