چگونه اجزايى كه عين كلاند مقدم بر كل هستند ؟
و الاشكال فى تقدّم الأجزاء . . . عين الكلّ ، أعنى ذي الذاتىّ .
و اشكال در تقدم اجزا بر كل مبنى بر اينكه اجزا عينا همان كل هستند ، پس چگونه بر خودشان ( يا بر كل ) تقدم دارند ؟ ( زيرا اين تقدم محال است ، چرا كه لازمهاش تقدم يك شىء بر خودش مىباشد ، در جواب گفته مىشود : ) آن ( اشكال ) دفع مىشود به اينكه اعتبار و ملاحظه ( و جهت ) تفاوت دارد ، پس اجزا ، بالأسر و بالكل و بالتمام بر اجزا به وصف اجتماع و كليت تقدم دارد . ( به عبارت ديگر ، اجزا در ظرف و حين اجتماع و به نحو لا به شرط الاجتماع بر اجزا به شرط اجتماع و كليت تقدم رتبى دارند ، به اين نحو تا اجزاى بالا سر وجود نداشته باشند ، اجزا به وصف كليت به وجود نخواهند آمد ؛ نظير اينكه مىگوييم : تا دست حركت نكند ، كليد در آن حركت نمىكند ؛ هرچند حركت آندو در يك زمان باشد ) .
علاوهبر اينكه آن ( ذاتيات ) را اجزا ناميدهاند ، زيرا هريك از آنها جزء حدّى ( ماهيت ) مىباشد كه در اينجا اجزاى حدى ذهنى مقدم برذاتند و الا ( نسبت به خود ماهيت ) هريك از آن ( اجزاى ذاتى ) ، عين كل ؛ يعنى ذى الذاتى و ذات مىباشد ، ( هر چند حمل هريك از اجزا و كل بر يكديگر ، به حمل اولى ذاتى باشد كه ملاكش اتحاد در مفهوم موضوع و محمول است ، مثل « انسان ناطق است » ، به حمل اولى ذاتى ) .
كانت و قضاياى تركيبى و تحليلى
كانت ، قضايا را به دو نوع تركيبى - حمل شايع صناعى يا حمل بالضميمه - و تحليلى - حمل اولى ذاتى - تقسيم كرده است كه مقصود وى از قضاياى تركيبى ، قضاياى علمى است كه شامل نوعى معرفت جديد است ، مانند جوشش آب كه در شرايط متعارف و درصد درجه سانتىگراد است و مراد او از قضاياى تحليلى ، قضايايى