فصل سوم : معناى ذاتى و عرضى
الفصل الثالث : فى معنى الذاتى . . . المحمول » ، كالعالي و السافل .
فصل سوم : معناى ذاتى و عرضى : معانى معتبر در ماهيات كه در حدود آنها اخذ شدهاند ، ( مثل جنس و فصل كه در معناى انسان منظور شدهاند ) - و آن معانى كه با ارتفاع و نبود آنها ، ماهيت مرتفع و نابود شود - ذاتيات ناميده مىشوند . ( جزء ماهوى يك چيزى ، ذاتى آن چيز است و مجموعهء ذاتيات كه يك ماهيت و نوع را به وجود مىآورند ، ذات است . به اين ترتيب ، هريك از جنس و فصل ، ذاتى نوع مىباشد و انسانى كه از آنها به وجود مىآيد ، ذات است ) و غير از آن ( ذاتيات ) ، عرضيات محمول هستند ( كه بر ماهيات حمل مىشوند . عرضى ، قابل حمل بر موضوع است ، مثل جسم ، ابيض و سفيد است ، ولى عرض قابل حمل نيست مانند بياض و سفيدى .
حاجى سبزوارى مىفرمايد :
عرضى الشىء غير العرض * ذا كالبياض و ذاك مثل الابيض
پس اگر انتزاع و اخذ آن ( عرضيات ) و حمل آنها ( بر موضوعاتشان ) به انضمام چيزى به ماهيت توقف داشته باشد آنها را محمول بالضميمه گويند ، مانند انتزاع حارّ و گرم ( از جسم ) و حمل آن بر جسم كه عبارت است از ضميمه شدن حرارت به آن ( جسم ) است و اگر چنين نباشد ( يعنى انضمام صفتى بر موصوفى نباشد ) خارج محمول است . ( چون محمول از ذات موصوف اخذ و استخراج شده است و به آن محمول بالصميمه هم گويند ، به دليل اينكه محمول از صميم ذات موضوع انتزاع مىشود ) ، مانند عالى و سافل ( كه حمل بر جسم مىشود ، مانند جسم بالاست يا جسم پايين است ، هرچند بالايى و پايينى از حاق و ذات جسم انتزاع نمىشود ، لذا ايندو مثال قابل خدشه و طعنه است و انسان ممكن الوجود است كه آن محمولات از حاق و صميم ذات موضوع انتزاع و بر آن حمل مىشوند ) .