تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است ) و نه از جهت اين‌كه وقتى چنينى داشته باشد ( به اين معنا كه در موضوع وقتى اعتبار نشود كه حمل محمول بر موضوع ضرورى باشد ، پس مثل قضيه « ماه در زمانى كه زمين ميان آن و خورشيد باشد ، بالضروره منخسف است » به‌گونه‌اى است كه موضوع آن در وقتى است كه حمل محمول آن بر موضوع ، ضرورى است ) . و تحقق امكان به اين معنا در قضيه ، به حسب اعتبار عقلى ( يعنى صرفا ) با مقايسه محمول با موضوع است ( و ربطى به خارج ندارد ؛ به اين معنا كه ماهيت انسان از لحاظ انسانيت ، كاتب نيست و وصفى و وقتى هم در آن ملاحظه نشده است كه ضرورتا كاتب باشد ) كه با ثبوت ضرورت ، به حسب خارج ، به سبب ثبوت علت ، منافات ندارد . ( در خارج انسانى كه مىنويسد حتما ضرورت پيدا كرده است كه مىنويسد و اين مربوط به انسانيت از جهت انسانيت نيست ، بلكه مربوط به علت نويسندگى براى اوست و انسانى كه نمىنويسد ، ضرورت دارد كه ننويسد و اين هم از حيث انسانيت نيست ، بلكه آن به‌سبب علتى است كه مانع از نويسندگى او شده است و مىتوان يك قاعده تأسيس كرد كه : « الممكن من حيث ذاته ، لا ايس و لا ليس و من حيث علته ايس او ليس و بعبارة اخرى الماهية ليست بموجودة و لا لا موجودة بالحمل الاولى و ان كانت اما موجودة و اما لا موجودة بحسب الحمل الشايع الصناعى » ) و اين ، امكان اخص ناميده مىشود .

امكان استقبالى

و قد يستعمل بمعنى سلب . . . يسمّى « الامكان الاستقبالىّ » . و گاهى امكان به‌معناى سلب ضرورت از جهات سه‌گانه ( ذات و وصف و وقت ) و نيز ( سلب ) ضرورت به شرط محمول است ، مانند اين‌كه مىگوييم : « زيد فردا بالامكان ( الاستقبالى ) نويسنده خواهد بود » . ( و از اين باب است سخن شيخ الرئيس كه فرموده است : « و كلّ ما قرع سمعك من الغرائب فذره فى بقعة الامكان ما لم يزدك عنه قاطع البرهان ؛ هرچيزى از جمله عجايب كه گوشت را كوبيد و به آن رسيد تا وقتى زاد
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 205 | رحمت الله شريفي نجف آبادى