منطبق است .
در پاسخ اين اشكال مىتوان گفت : نفس را دوگونه مىتوان اعتبار كرد :
1 - اعتبار اينكه صورت بدن و مدبّر آن است .
2 - اعتبار ذات نفس با قطعنظر از حيثيت تدبير بدن .
و به عبارت ديگر ، اعتبار نخست عبارت است از وجود « لغيره » نفس ، و اعتبار دوم ملاحظه وجود « لنفسه » آن مىباشد .
نفس به اعتبار دوم يعنى وجود لنفسه آن ، داخل در مقولهء جوهر است ، ولى اين معنا مستلزم اين نيست كه نفس از حيثيت وجود لغيره هم داخل در مقولهء جوهر باشد .
بنابراين نفس به اعتبار وجود لنفسه داخل در مقوله جوهر است ، و به اعتبار اينكه صورت مقوم وجود جسم و بدن است ، داخل در مقوله جوهر نيست « 1 » .
آيا جوهر جنس است يا عرض عام ؟ همانگونه كه بيان گرديد ، مفهوم « عرض » درمورد نه مقوله عرضى جنس نيست ، بلكه عرض عام آنها مىباشد و به عبارت ديگر از معقولات اوليه نيست بلكه از معقولات ثانيه است .
اكنون اين سئوال مطرح مىشود كه آيا مفهوم جوهر نسبت به اقسام پنجگانه آن ، جنس است يا عرض عام ؟ در صورت اوّل ، جوهر يك مقوله است و در صورت دوم ، پنج مقوله خواهد بود .
در اين مورد دو نظريه ابراز شده است ، گروهى برآنند كه مفهوم جوهر جنس اقسام خود مىباشد و اين نظريه مشهور است « 2 » و گروه ديگر معتقدند كه مفهوم جوهر عرض عام اقسام پنجگانه خود مىباشد .
اثيرالدين ابهرى از طرفداران قول دوم است و بر مدعاى خود دو دليل
هامش
( 1 ) مدرك قبل .
( 2 ) ان اكثر الحكماء على ان حمل معنى الجوهر على ما تحته حمل المتقوم المقول في جواب ما هو بحسب الشركة ، و الا قلون على ان حمله كحمل اللوازم الخارجة . اسفار ، ج 4 ، ص 246 .