ترجمه و توضيح :
فصل دوم : اقسام جوهر
در اولين تقسيم ، جوهر را به پنج قسم تقسيم كردهاند : « مادّه » ، « صورت » ، « جسم » ، « نفس » ، « عقل » . و مستند اين تقسيم در حقيقت استقراء جواهرى است كه برهان بر وجود آن اقامه شده است . « 1 »
عقل جوهرى است كه هم از نظر ذات و هم از نظر فعل مجرد از ماده است .
نفس جوهرى است كه از نظر ذات مجرد از ماده است و از نظر فعل متعلق به ماده است .
و ماده جوهرى است كه حامل قوّه و استعداد است .
و صورت « 2 » جسميه جوهرى است كه فعليّت ماده را از نظر امتدادات ثلاث ( طول ، عرض ، عمق ) افاده مىكند .
و جسم جوهر ممتدّ در جهات سهگانه ( طول ، عرض ، عمق ) مىباشد .
و داخل بودن صورت جسميه ( و نيز نوعيه ) در تقسيم ( مزبور ) بالعرض است ( نه بالذات ) ، زيرا صورت همان فصل است كه مأخوذ به شرط لا مىباشد و فصول جواهر مندرج تحت مقولهء جوهر نيستند ، اگر چه مفهوم جوهر بر آنها صدق مىكند ، همانگونه كه در بحث ماهيت ( مرحله پنجم ، فصل پنجم ) دانستى ( كه فصل مندرج در جنس خود نيست و اصولا فصل اخير هرماهيت ، مانند جنس عالى آن
هامش
( 1 ) قوله « استقراء ما قام على وجوده البرهان من الجواهر » كلمه ما موصوله ، و قوله « من الجواهر » بيان لفظ « ما » است و حاصل معنى اين است كه تقسيم جوهر به اقسام پنجگانه ، يك تقسيم عقلى و برهانى كه امر آن دائر بين نفى و اثبات باشد نيست ، بلكه جوهرهايى را كه برهان بر وجود آنها اقامه شده است ، استقراء كردهاند و حاصل آن پنج قسم مىباشد .
( 2 ) صورت نوعيه نيز از اقسام جوهر است و موجب تنوع اجسام مىباشد .