تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
2 - آن دسته از مفاهيم عرضى كه اگر چه خارج از ذات موضوع مىباشند ، لكن براى انتزاع آنها از موضوع ( ماهيت يا غيرماهيت ) ، نياز به انضمام وصفى به آن نيست ، بلكه مطالعهء ذات موضوع كافى است كه آن مفهوم عرضى را انتزاع نموده و بر موضوع حمل نمائيم ، مانند مفهوم « امكان » كه از مطالعهء ماهيت در مقايسه با وجود و عدم ، انتزاع مىگردد . اين نوع مفاهيم را « محمولات من صميمه » يا « خارج المحمول » مىنامند . حكيم سبزوارى در منطق منظومه خود دو قسم ياد شده را اين‌گونه يادآور شده است :
« و الخارج المحمول من صميمه * يغاير المحمول بالضميمة »
چنين به نظر مىرسد كه اين نوع تقسيم براى مفاهيم عرضى كه قضايا را نيز به دو نوع تقسيم مىكند ، به فلاسفهء اسلامى اختصاص داشته و در ميان حكماء اروپا چنين اصطلاحى وجود ندارد . آرى كانت ، قضايا را به دو نوع : قضاياى تركيبى و تحليلى ، تقسيم نموده است و مقصود وى از قضاياى تركيبى ، آن قضايايى است كه دربرگيرنده نوعى معرفت جديد است مانند اين‌كه مىگوئيم جسم داراى وزن است ، زيرا در اين قضيه علاوه بر واقعيت موضوع ( جسم ) ، واقعيت ديگر ( وزن ) هم بيان گرديده است و مقصود از قضاياى تحليلى ، قضايايى است كه محمول ذاتى موضوع و حد آن است و ذهن از طريق تحليل آن را از موضوع جدا كرده و بر آن حمل نموده است ، مثل اينكه مىگوئيم : جسم داراى ابعاد است ، ذو ابعاد بودن ، ذات و حقيقت جسم است و بدين جهت قضاياى تحليلى آگاهى جديدى به دست نمىدهند ، فقط معلوم قبلى را كه پيچيده و فشرده است ، باز و آشكار مىنمايند « 1 » . اصطلاح قضاياى تركيبى و تحليلى كانت ، با اصطلاح حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى در ميان فلاسفه اسلامى منطبق و هم‌آهنگ است ، ولى بر محمولات
هامش
( 1 ) سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 204 - 203 .