ممكن است به ظواهر طبيعى بهعنوان شاهد و گواه و مؤيد بر نظريه عقلى خود استناد كرده باشند .
د - اصل سنخيت از نظر فيزيك جديد .
آقاى « جينز » « 1 » دانشمند فيزيك و رياضىدان و ستارهشناس انگليسى در كتاب راز آفرينش ترجمه آقاى مهندس رضا ، پس از بيان قانون عليت و حاكميت مطلق آن بر افكار دانشمندان ( بهخصوص از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم ) و نقش مهمى كه در پيشرفت علم و دانش ايفاء كرده است مىگويد :
« در پيچوخم اين افكار سير مىكرديم كه قرن بيستم با جلوه بسيار فرارسيد و قدمهاى بلندى به سوى دانش نو برداشته شد ، نخستين گام بلند ما در اين قرن مطالعه قسمت بسيار كوچكى از ماده بود كه تا آن زمان علماء وسيله نداشتند آن را تحت مطالعه دقيق قرار دهند و قضاوت ايشان فقط بر جزئى از ماده بود كه با حواس پنجگانه مستقيما محسوس شود . . . در آخرين ماههاى قرن نوزدهم پرفسور ماكس پلانك « 2 » برخى از قضاياى تابش نور را كه تا آن زمان تاريك و مجهول بود كشف كرده ، ثابت نمود كه تنها نمىتوان امثال اين امور طبيعى را با كمك فرمول مكانيكى قانون عليت تفسير و توجيه كرد ، بلكه اساسا نمىتوان آنها را با هيچگونه فكر ميكانيكى يعنى وجوب و اضطرارى كه از قانون عليت برمىآيند ، ارتباط داد .
پرفسور پلانك جريان امور طبيعى را در طى حركات جستهجسته مىداند ، وى ثابت مىكند كه حركات كوچكى كه در طبيعت صورت مىگيرد همه به همين روش است . . .
علوم قديم ( قبل از قرن بيستم ) مىگفتند كه اگر وضع كنونى جهان را
A
بنمائيم ، وضع آتى آن شكل مفروض و معين
B
را خواهد داشت كه بهطور قطع از
هامش
( 1 )Jeans .( 2 )maxplank .