تجربى تلقى كردهاند و چون آنچه مورد تجربه واقع مىشود از سنخ ماده است ، ناچار قانون عليت را منحصر به مواد و اجسام دانستهاند و روى همين جهت عليت را مساوى با « مكانيسم » گرفتهاند ، در مكانيسم تنها اصل اصيلى كه واقعيتدار شناخته شده ، ماده و حركات مكانيكى ماده است و قهرا روابط موجودات منحصر به روابط مادى و مكانيكى است . ازاينرو هرجا كه ديدهاند مشاهدات علمى و تجربى با مكانيسم قابل توجيه نيست ، به جاى اينكه چنين استنباط كنند كه روابط على و معلولى منحصر به روابط مادى و مكانيكى نيست ، خط بطلان روى قانون عليت كشيده و اظهار داشتهاند حوادث درون اتم در ماوراء قانون عليت انجام مىگيرد » .
4 - « آنچه مسلم است اين است كه ، دانشمندان فيزيك نو نتوانستهاند وضع درون أتمها را طورى تحت محاسبه درآورند كه بتوانند پيشبينىهاى قطعى نمايند ، بديهى است كه هيچ دليلى در كار نيست كه دانش امروز آخرين حد را طى كرده و جميع عوامل را شناخته است ، امكان پيشبينى قطعى لازمه واقعى بودن قانون عليت نيست بلكه لازمه اطلاع بشر بر مقدمات و علل مؤثر در پيشبينى است ، پس مقتضاى داورى واقعبينانه منطقى اين است كه بگوئيم :
ما از وجود چنين عواملى اطلاع نداريم و منشاء عدم اطلاع ما يكى از دو امر است : 1 - اصلا چنين عواملى وجود ندارد . 2 - وجود دارد ولى ما بىاطلاع هستيم » « 1 » .
* * *
هامش
( 1 ) به مدرك قبل ، ص 219 - 216 رجوع شود .