مورد معلولهاى زمانى مطرح كرده و فرمودهاند : مقتضاى قانون مزبور اين است كه علت تامه آنها در زمان وجود آنها تحقق داشته باشد نه قبل از آن و نه بعد از آن . اين مطلب درواقع مربوط به مطلب دوّمى است كه در اين فصل مطرح گرديده و آن اين كه : هرگاه معلول موجود است وجود علت تامه آن هم ضرورى است .
مخالفان اين قانون : مخالفان اين قانون دو گروهند :
1 - آن گروه از متكلمان كه ممكن را فقط در حدوث نيازمند به علت مىدانند و نه در بقاء ، بنابراين در بقاء معلول ، وجود علت تامهء آن ضرورتى ندارد . پيرامون اين نظريه در مرحله چهارم ، فصل نهم بحث گرديد .
2 - پيروان مكتب مادى : از نظر آنان اصولا بقاء علت در لحظهء حدوث معلول هم لازم نيست ، بلكه علت همواره در زمان حدوث معلول معدوم است ، چيزى كه هست زمان علت ، متصل است به زمان معلول و لحظهء حدوث معلول ، لحظهء موت و عدم علت است .
تصور ماديون از علت و معلول اين است كه ، فقط زمان علت متصل است به زمان معلول و بين آنها فاصلهء زمانى نيست ولى وجود آندو ، معيّت زمانى ندارد
دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم ديالك تيك ( ص 45 ) مىگويد : « ضمنا بايد متوجه بود كه نبايد علت و معلول را همزمان فرض كرد . . . » .
دكتر ارانى ناچار است اينطور نظريه بدهد ، زيرا همينقدر كه قائل بشود كه وجود علت ( ولو فقط در لحظهء حدوث معلول ) به همراه معلول لازم است ، مجبور است كه به وجود جهان ديگرى كه باقى و دائمى است اقرار كند « 1 » .
قانون جبر حركت و نيازمندى معلول به علت در بقاء
برخى گمان كردهاند كه ، قانون جبر در حركت با اصل نيازمندى معلول به علت در بقاء مخالف است . و آن را از مواردى كه علم تجربى رودرروى فلسفه عقلى
هامش
( 1 ) پاورقىهاى اصول فلسفه ، ج 3 ، ص 132 - 131 .