تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

شرح مطالب :

يكى از شاخه‌هاى مهمّ اصل علت و معلول ، ضرورت يا جبر على و معلولى است . فيلسوف شهيد مطهرى ( ره ) دراين‌باره چنين مىگويد : « از قانون اصلى عليت ، قوانين فرعى زيادى منشعب مىشود و دوتاى آنها اگر به ثبوت نپيوندد ، تنها قانون كلى عليت كافى نيست كه نظام جهان را توجيه كند ، يكى از آن‌دو قانون اصل « سنخيت » علت و معلول است ، و ديگرى قانون عدم امكان انفكاك معلول از علت تامه است كه از آن به قانون ضرورت على و معلولى يا جبر على و معلولى تعبير مىكنيم » « 1 » . اين بحث در مرحله چهارم ( مواد ثلاث ) تحت عنوان « الشىء ما لم يجب لم يوجد » بيان گرديد ، آنچه در اين‌جا آمده است در حقيقت همان قاعده است كه به جبر على و معلولى هم معروف است ، چيزىكه هست عبارت اينجا با عبارت آنجا تفاوت دارد . آنجا سخن دربارهء امكان و وجوب بود و به تناسب آن ، قاعده مزبور ( الشىء ما لم يجب . . . ) مطرح گرديد ، و در اين‌جا بحث دربارهء علت و معلول است و پس از آن‌كه علت به تامه و ناقصه تقسيم گرديد و دانسته شد كه علت تامه آن است كه هستى معلول نفيا و اثباتا دائر مدار آن است ، اصل جبر على و معلولى را به عبارتى متناسب با اين بحث يادآور شده‌اند و آن اين‌كه ، هرگاه علت تامه تحقق يافت وجود معلول واجب و ضرورى است ، و هرگاه معلول تحقق دارد قطعا علت تامّه آن هم موجود است . تخلف اين دو از يكديگر و انفكاك ميان آنها ممكن نيست . به‌همين جهت مصنف ( ره ) در اصول فلسفه اين اصل را در همان مبحث « ضرورت و امكان » مورد بحث قرار داده و در مبحث علت و معلول مطرح نكرده‌اند .
هامش
( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 183 .