تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
نباشد ؟ چگونه مىتوان مطمئن شد كه آنچه به‌عنوان حركت درك مىكنيم واقعا حركت است و آنچه به‌عنوان ماده درك مىكنيم واقعا ماده است ، شايد آنچه در خارج است به قول باركلى روح است ولى انسان آن را به صورت حركت يا ماده تصور نموده است ، در اينكه اين‌گونه تصورات منتهى به حس مىگردند جاى هيچ ترديدى نيست ، درست است كه علم از ابزارهاى خاص استفاده مىكند ، ولى آن ابزار جايگزين حس نمىشوند ، تنها حواس را يارى مىدهند و بر دقت آن مىافزايند . خوب اگر ساختمان ذهن اين‌گونه باشد كه اين راه برايش باز باشد كه بتواند چيزهايى را خلق كند كه يا اصلا در خارج وجود ندارند و يا اگر وجود دارند ، نحوهء ديگرى است ، در اين صورت به كداميك از ادراكات خود مىتوانيم تكيه كنيم ؟ وضع ادراكات ما در اين صورت نظير حكايتى است كه سعدى در گلستان آورده است كه كسى سلطان را فحش مىداد سلطان پرسيد : چه مىگويد : يكى گفت او مىگويد : « و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس » . يعنى با اين نظريه ، عالم خارج براى خودش يك‌جور فعاليت دارد . و ذهن يك خبر ديگر از آن مىدهد . در خارج روح وجود دارد و ذهن از ماده خبر مىدهد ، در خارج سكون وجود دارد و ذهن از حركت گزارش مىدهد ، در خارج بىفضايى است و ذهن فضا داشتن را حكايت مىكند « 1 » . * * *
هامش
( 1 ) به شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 344 - 342 رجوع شود .