عضو يا اندام آن حسّ بشمار مىرود .
امروز در نتيجهء كاوشهاى مربوط به كالبدشناسى ( تشريح ) و روانشناسى روشن شده است كه حواس ظاهر منحصر در پنج حس معروف نيست .
كالبدشناسى آشكار ساخته است كه آنچه تاكنون حس لامسه خوانده مىشد ، درواقع عبارت از چندين حس مختلف است كه هركدام در پوست بدن عضوى خاص دارد و اين حواس مختلف عبارتند از :
1 - حس بساوايى 2 - حس گرما و سرما 3 - حس رنج جسمانى 4 - حس جنبش ( احساس وضعى و عضلانى ) .
همچنانكه ، آنچه منحصرا عضو حس سامعه بشمار مىرفت يعنى گوش ، مشتمل بر دو اندام متفاوت است كه يكى واسطهء احساس صوت است و ديگرى ( مجارى نيم دائرهاى گوش داخلى ) حس تعادل و توازن را به ما مىدهد .
از لحاظ روانشناسى هم واضح است كه احساسات ياد شده از يكديگر متمايز هستند ؛ زيرا براى شعور ما ، حس گرمى مثلا با حس فشار و تماس به همان اندازه فرق دارد كه يك احساس بصرى از يك احساس سمعى دور است . و باتوجه به اينكه دانش تجربى روزبهروز متحول و متكامل مىگردد ، نبايستى حواس ظاهر را به تعدادى كه امروز ثابت شده است منحصر دانست و چهبسا در آينده تعداد ديگرى نيز كشف گردد « 1 » .
ج : واقعيت محسوسات از نظر علماى جديد
از نظر علوم امروز ، نحوهء وجود محسوسات در خارج آنگونه كه در حواس ما خودنمائى مىكند ، نمىباشد .
مثلا ما از طريق ( حس باصره ) رنگهاى مختلفى را درك مىكنيم درحالىكه
هامش
( 1 ) مبانى فلسفه : ص 36 - 32 . دراينباره در مرحله يازدهم فصل هشتم به مناسبت بحث از خطاى حواس مجددا بحث خواهيم كرد .