و در حقيقت كيفيات استعدادى اختصاص به اجسام دارند و اجسام را آماده مىكنند براى مقاومت در برابر عامل خارجى ، مانند صحت و صلابت جسم و آن را « قوهء طبيعيه » مىنامند ، يا مهيّا مىكنند براى تأثيرپذيرى و انفعال در برابر عامل خارجى مانند نرمى و لطافت جسم و به آن « وهن طبيعى » گويند « 1 » .
ولى از نظر مصنف نبايد كيف استعدادى را به آنچه مشهور گفتهاند منحصر نمود ، بلكه مطلق استعدادى كه قائم به ماده است از نوع كيف استعدادى بهشمار مىرود .
4 - كيفيات محسوسه : كيفيات محسوسه آن دسته از عوارض و خواص اجسام است كه به واسطهء يكى از حواس پنجگانه ظاهرى ( لامسه ، باصره ، سامعه ، شامّه ، ذائقه ) ادراك مىشوند و به همين جهت به پنج قسم تقسيم مىگردند :
1 - كيف ملموس مانند : گرمى ، سردى ، نرمى ، زبرى .
2 - كيف مبصر : رنگها ، روشنايى .
3 - كيف مسموع : صداها .
4 - كيف مشموم : بوها .
5 - كيف مذوق : طعمها .
باتوجه به اينكه بحث دربارهء تعداد حواس و چگونگى واقعيت كيفيات محسوس مربوط به علوم تجربى است فلسفه ، خود نمىتواند مستقلا دراينباره قضاوت قطعى بنمايد ، بلكه اظهار نظر دربارهء اين نوع مسائل را به فن مربوط به آنها واگذار مىكند ، و با روش و ابزار خاص خود از آراء علمى بهرهگيرىهاى فلسفى مىنمايد .
ديدگاههاى علمى امروز درمورد تعداد حواس و نيز واقعيت محسوسات با آراء دانشمندان قديم متفاوت است :
تعداد حواس : هر عضو از بدن كه تأثر آن موجب احساسى مخصوص بشود
هامش
( 1 ) شرح الهداية ، ص 269 .