در ظرف خارج چيزى به نام رنگ قرمز ، سبز ، بنفش ، و . . . وجود ندارد . آنچه در خارج هست : امواج « الكترو مانيهتيك » است كه روى شبكيهء چشم تأثير مىگذارند و ما احساس رنگ يا نور مىكنيم ، و اختلاف رنگها نيز به خاطر تعداد اين امواج است .
اين مطلب درمورد صدا و زير و بم آن هم وارد است ، در خارج صدا و زير و بم آن وجود ندارد ، آنچه در خارج است ارتعاش هوا است « 1 » .
مصنف علامه ( ره ) در نهاية الحكمه پس از بيان مطالبى كه قدماء دربارهء انواع چهارگانه كيف بيان كردهاند مىگويد :
« مطالب ياد شده پيرامون « كيف » و احكام و خواص آن ، آراء حكماء گذشته بود ولى دانشمندان علوم طبيعى در دورههاى اخير درباره آنچه متقدمان آن را « كيف » مىناميدند ، كاوشهاى عميقى انجام دادهاند و احكام و آثار بسيارى را كشف نمودهاند ، و شايسته است كه محققان در اين نوع بحثها به آراء آنان رجوع نمايند و در قضاوت علمى خود نظريات آنان را نيز مورد توجه قرار دهند » « 2 »
البته بايد يادآور شويم كه اين نظريّهء علم جديد درباره رنگها و اينكه رنگ يك واقعيت خارج از ظرف حس و ادراك نيست در كلمات قدما مطرح بوده است با اين تفاوت كه آنان نور را يك واقعيت خارجى مىدانستهاند ، و رنگها را بهعنوان خواص تابش نور بر اجسام تلقى مىكردند و به همين جهت معتقد بودند كه در تاريكى هيچ رنگى وجود ندارد . ولى علم جديد مىگويد آنچه در خارج وجود دارد ، ماده است و حركت است و موج .
ولى اين نظريه علمى قابل مناقشه است ؛ زيرا از آنان مىپرسيم ، وجود ماده و حركت و موج را به چه وسيلهاى درك كردهايد ؟ . اگر بنا باشد ذهن بتواند بدون آنكه با واقعيتى در خارج ارتباط برقرار كند ، صورتى از آن داشته باشد ، چنانكه دربارهء رنگها و نور گفتهاند ، پس از كجا كه درمورد ماده و حركت هم همينگونه
هامش
( 1 ) مبانى فلسفه : ص 36 - 32 .
( 2 ) نهاية الحكمه ، مرحله ششم ، فصل پانزدهم .