تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
وجود ماده ( هيولى ) را در آغوش صورتى از صور حفظ نمايد و اين موجود همان عقل مفارق است ؛ زيرا وجود نفس هم پس از تحقق ماده و صورت پديد مىآيد ؛ زيرا نفس در حدوث و پيدايش جسمانى است هرچند در بقاء روحانى بوده ، و پس از مرگ و فناى بدن ، وجود نفس باقى خواهد بود . درمورد عقل بحثهاى دقيق و جالبى مطرح است كه در مرحله دوازدهم قسمتهايى از آن بحث خواهد شد .

د - تضاد در جوهر راه ندارد :

مقصود از تضاد در اين‌جا تضادى است كه يكى از اقسام چهارگانه تقابل بشمار مىرود و به يك معنا تضاد منطقى ناميده مىشود ، زيرا از معقولات ثانيه منطقى است كه جز در ذهن تحقق ندارد ، يعنى در ظرف ذهن دو مفهوم را تصور كرده و مىگوئيم : نسبت ميان آن‌دو ، نسبت تضاد است ، يعنى در خارج قابل اجتماع با يكديگر در يك موضوع و در يك زمان نيستند ، و از آنجا كه در تعريف اين تضاد توارد و تعاقب بر موضوع واحد شرط شده است ، بنابراين ، اين معناى تضاد در جوهر راه ندارد ؛ زيرا براى جوهر ، موضوع متصور نيست « 1 » . و اين معناى تضاد در فلسفه نيز در مباحث مربوط به وحدت و كثرت مورد بحث قرار مىگيرد ، از عوارض كثرت تغاير است و تغاير گاهى به صورت تخالف و گاهى به صورت تقابل مىباشد و تقابل اقسامى دارد كه يكى از آنها ، تقابل تضاد است . درهرحال معناى اين تضاد اين است كه ، وجود يكى از دو شىء مانع از وجود ديگرى است و درنتيجه اگر يكى وجود داشته باشد ، عدم ديگرى را كشف مىكنيم ، هرچند رفع يا عدم آن‌دو ، هم ممكن است و همين جهت ملاك فرق تضاد با تناقض
هامش
( 1 ) موضوع عبارت است از محل مستغنى از حالّ ، بنابراين ماده نسبت به صورت محلّ نه موضوع ، زيرا ماده مستغنى از صورت نمىباشد .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 178 | على ربانى گلپايگانى