ب : صورتهاى علمى و مفاهيم كلى كه بعدا براى نفس حاصل مىشود ، قطعا معلول علت و فعل فاعلى مىباشد .
ج : نفس ، خود فاعل و علت پيدايش اين صور علمى و مفاهيم ذهنى نيست ؛ زيرا فرض اين است كه نفس فاقد آنها است . و فقط پذيراى آنها مىباشد و اگر بخواهد خود ، صور علمى را به خود اعطاء كند ، بايد فرض كنيم كه واجد اين صور است و اين خلف فرض و اجتماع نقيضين است .
د : هيچيك از موجودات عالم طبيعت نيز نمىتوانند اعطاءكننده و فاعل صور علمى باشند ؛ زيرا موجود مجرد أقوى از موجود مادى است ؛ زيرا موجود مادى ثبات ندارد و از طرفى ، از موجود مجرد نياز بيشترى دارد و اينها نشانههاى ضعف وجود است و حال آنكه وجود علت بايد أقوى از وجود معلول باشد .
بنابراين فاعل صور علمى بايد موجودى مجرد از ماده باشد غير از خود نفس ، كه صور علمى و مفاهيم و معانى عقلى را به نفس اعطاء مىكند و آن همان وجود عقل مفارق از ماده است .
لازم به يادآورى است كه در اين برهان يك مقدمه بهعنوان اصل مسلم فرض شده است و آن اينكه ، نظام آفرينش براساس « عليت » استوار است و اگر چه ذات حقتعالى مبدء المبادى است ، ولى برخى از موجودات واسطهء ايصال و اعطاى فيض وجود به مراتب پائينتر از خود مىباشند و اين واسطه درمورد صور علمى و معانى عقلى ، عقل مجرد است .
2 - دومين دليل بر وجود « عقل » همان مطلبى است كه در فصل قبل بيان گرديد و آن اينكه :
الف : ماده در وجود خود نيازمند صورت است .
ب : صورت علت تامّه و علت فاعلى ماده نيست .
ج : قطعا خود ماده هم كه نمىتواند علت فاعلى خود باشد .
نتيجه اين مىشود كه بايد غير از مادّه و صورت ، موجود ديگرى باشد كه
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص١٧٧