تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
ب : صورتهاى علمى و مفاهيم كلى كه بعدا براى نفس حاصل مىشود ، قطعا معلول علت و فعل فاعلى مىباشد . ج : نفس ، خود فاعل و علت پيدايش اين صور علمى و مفاهيم ذهنى نيست ؛ زيرا فرض اين است كه نفس فاقد آنها است . و فقط پذيراى آنها مىباشد و اگر بخواهد خود ، صور علمى را به خود اعطاء كند ، بايد فرض كنيم كه واجد اين صور است و اين خلف فرض و اجتماع نقيضين است . د : هيچ‌يك از موجودات عالم طبيعت نيز نمىتوانند اعطاءكننده و فاعل صور علمى باشند ؛ زيرا موجود مجرد أقوى از موجود مادى است ؛ زيرا موجود مادى ثبات ندارد و از طرفى ، از موجود مجرد نياز بيشترى دارد و اينها نشانه‌هاى ضعف وجود است و حال آنكه وجود علت بايد أقوى از وجود معلول باشد . بنابراين فاعل صور علمى بايد موجودى مجرد از ماده باشد غير از خود نفس ، كه صور علمى و مفاهيم و معانى عقلى را به نفس اعطاء مىكند و آن همان وجود عقل مفارق از ماده است . لازم به يادآورى است كه در اين برهان يك مقدمه به‌عنوان اصل مسلم فرض شده است و آن اينكه ، نظام آفرينش براساس « عليت » استوار است و اگر چه ذات حق‌تعالى مبدء المبادى است ، ولى برخى از موجودات واسطهء ايصال و اعطاى فيض وجود به مراتب پائين‌تر از خود مىباشند و اين واسطه درمورد صور علمى و معانى عقلى ، عقل مجرد است . 2 - دومين دليل بر وجود « عقل » همان مطلبى است كه در فصل قبل بيان گرديد و آن اينكه : الف : ماده در وجود خود نيازمند صورت است . ب : صورت علت تامّه و علت فاعلى ماده نيست . ج : قطعا خود ماده هم كه نمىتواند علت فاعلى خود باشد . نتيجه اين مىشود كه بايد غير از مادّه و صورت ، موجود ديگرى باشد كه