خاتمة
من خواص الجوهر : أنّه لا تضادّ فيه ، لأنّ من شرط التضاد تحقق موضوع يعتوره الضدّان ، و لا موضوع للجوهر .
ترجمه و توضيح :
فصل هشتم : دلايل وجود نفس و عقل
نفس و عقل ( در خارج ) موجودند :
اما دليل وجود نفس كه جوهرى است از نظر ذات مجرد از ماده و از نظر فعل متعلق و وابسته به ماده ، اين است كه ما در نفوس خود خاصيت علم را مىيابيم و در مرحلهء عاقل و معقول ( مرحله يازدهم ) خواهد آمد كه صورت علميه مجرد از ماده بوده و موجود براى عالم و حاضر نزد او مىباشد و اگر عالم ( كه همان نفس انسانى است ) مجرد از ماده و منزّه از قوه نبوده ، فعليت محض نباشد ، براى حضور چيزى نزد او معنايى نخواهد بود ( زيرا موجود مادى خود براى خود حاضر نيست ؛ زيرا پيوسته در تغير و سيلان است و درنتيجه اجزائش از يكديگر جدا و غائب خواهد بود ) ، پس نفس انسانى كه عاقل و عالم است ، مجرد از ماده مىباشد . ( تا اينجا وجود نفس بهعنوان يك واقعيت مجرد از ماده اثبات گرديد ، اكنون بايد جوهر بودن آن را اثبات كنيم ، چنانكه فرمود ) و نفس جوهر است ؛ زيرا صورت ( نوعيّه و فصل حقيقى و مقوّم ) نوع جوهرى ( انسان ) است و صورة جوهر بنابر آنچه ( در فصل پنجم ) بيان شد ، جوهر است ( در آن فصل اثبات گرديد كه صور نوعيه جوهرند ، نه عرض ) .
و اما ( دليل وجود ) عقل ، آن مطلبى است كه ( در مرحلهء يازدهم ، فصل پنجم و ششم ) مىآيد كه نفس در مرتبهء عقل هيولانى نسبت به صور علمى و ادراكات