اجسام را ، معلول اختلافات ذاتى و ما هوى آنها مىداند ، ولى نظريهء مكانيسم به اختلافات ما هوى اجسام قائل نبوده و معتقد است كه :
همهء اشياء از يك سلسله اجزاء مادى تشكيل شدهاند و ماهيت آنها را همان اجزاء ماده كه در همه وجود دارد تشكيل مىدهد تفاوتى كه هست در كيفيت تشكل و ساختمان آنها است و بديهى است كه تفاوت در كيفيت ساختمان ، سبب نمىشود كه اختلافات اشيائى كه همه از يك چيز ساخته شدهاند ، اختلاف ما هوى و ذاتى باشد ، همانطورى كه ساختمانهاى يك شهر هركدام يك شكل و تركيب بخصوص دارد و براى منظور و هدف معين مفيد است و هركدام نام بخصوص دارد ، يكى مدرسه است ، ديگرى پاساژ ، سومى گاراژ ، چهارمى مسجد ، پنجمى حمّام . . . و حال آنكه هر كدام آنها مجموعهاى است از آجر و سنگ و آهن و سيمان و خاك و آهك و گچ و غيره ، همچنين است انواع ماشينها از اتومبيل ، هواپيما ، كارخانه ذوب آهن ، كارخانه اسلحهسازى و غيره كه همه آنها مجموعهاى هستند از فلزات و غيره ، ولى با ساختمانها و ترتيبهاى مختلف ، اختلافات اين ساختمانها و يا اين ماشينها ، تنها در ناحيهء تأليف و ترتيب و شكل و هدفى است كه از آنها منظور است .
موجوداتى كه ما آنها را ماهيات مختلف مىپنداريم و اختلافات آنها را ذاتى و نوعى مىانگاريم و آنها را به صورت انواع و اجناس مختلف دستهبندى مىكنيم نيز بيشاز اين نيست ، مجموعهاى از ذرات مادى با يكديگر گرد آمده و نظم و تشكل مخصوصى يافتهاند و آنها را جماد ، نبات ، حيوان و انسان مىناميم و اگر دربارهء هر يك از آنها با كلمهء « ماهو » سئوال شود ، جواب اين است : « انبوهى از ذرات با فلان نظم و فلان مكانيسم . »
دكارت و نظريه مكانيسم : دكارت يكى از طرفداران اين نظريه است ، وى تنها انسان را از اين قاعدهء كلى استثناء مىكند ، به عقيده دكارت ، انسان مجموعهاى است از جسم و جان ، جسم انسان همانند اجسام ديگر از جماد و نبات و حيوان ، يك ماشين است و بس ، ولى روح انسان جوهرى است صددرصد مغاير با بدن .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص١٣٤