2 - طرفداران نظريه مكانيسم :
كسانى كه عالم طبيعت را به صورت يك دستگاه عظيم ماشينى انگاشتهاند و خواص و آثار مختلف اجسام را ، به اختلاف كمى و كيفى مواد تشكيل دهندهء آنها مىدانند و به اصطلاح به نظريه « مكانيسم » معتقدند ، مخالف با نظريهء صور نوعيه مىباشند .
اين گروه در عين اينكه اصل عليت و جبر على و معلولى را محترم شمردهاند ، اختلاف آثار و افعال در اجسام مختلف را ، معلول اختلاف تركيبات اجسام در مقدار مواد و اجزاى مادى به كار رفته در ساختمان اجسام و كيفيت و چگونگى تأليف و تنظيم آنها مىدانند و به قوهاى ذاتى به نام صورت نوعى كه با تجربه و آزمايش قابل شناخت نيست ، معتقد نيستند .
اين نظريه اگر چه در قرون اخير در اروپا رواج يافت و فيلسوفانى چون دكارت به طرفدارى از آن ولايب نيتس و برگسون به مخالفت با آن برخاستند ، ولى سابقهء ممتد و طولانى در تاريخ معرفت بشرى دارد و به دوران فلسفه در يونان قديم بازمىگردد .
ذو مقراطيس و استادش لوسيبوس كه اجسام را مركب از يك عده ذرات مىدانستند ، و همچنين اپيكور كه در اين جهت پيرو ذى مقراطيس بود ، نظرشان در بارهء موجودات از عنصر بسيط گرفته تا مركبات ، عينا همين نظريه بوده است .
نظريه ذيمقراطيس تنها متوجه اين نيست كه ، اجسام محسوسه آنچنانكه به نظر مىآيند متصل و پيوسته نمىباشند ، بلكه متوجه نفى اختلافات ماهوى و ذاتى اشياء نيز هست .
حاصل نظريهء مكانيسم : اين نظريه - همانگونه كه اشاره شد - درست در نقطهء مقابل نظريه صور نوعيه قرار دارد ، نظريه صور نوعيه اختلافات آثار و خواص