نمىتواند پاسخگوى اختلاف آثار و خواص اجسام باشد ؟
و در صورت دوّم ، آيا آنچه علاوه بر مقدار و چگونگى تنظيم مواد در پيدايش آثار مختلف مؤثر است ، امرى است جوهرى و داخل در حقيقت اجسام ، يا آنكه ربطى به حقيقت و جوهر اجسام ندارد ، بلكه حالات و عوارض مختلفى كه براى اجسام پديد مىآيد ، مبدء و عامل پيدايش آثار مختلف در آنها است ؟
هريك از شقوق ياد شده ، در حقيقت نظريهاى است كه در اين مسأله مطرح گرديده است و نظريه قائلان به صور نوعيه داراى قيود زير است :
1 - اراده الهى به تنهايى براى اختلاف آثار اجسام كافى نيست ، بلكه اين امر داراى اسباب و علل امكانى هم مىباشد .
2 - تنها سبب امكانى مفارق از ماده نمىتواند پاسخگوى فلسفى اين سؤال باشد كه چرا اجسام آثار و خواص مختلف دارند ؟ بلكه علل طبيعى هم لازم است .
3 - اختلاف آثار اجسام را با اختلاف كمى و كيفى مواد تشكيلدهنده اجسام نمىتوان توجيه كرد ، بلكه عوامل ديگر هم در كار است .
4 - آن عوامل ديگر مربوط به اعراض مختلف اجسام از قبيل ، اختلاف نسبت اجسام به مكان ، زمان و غيره نمىباشد و با اختلاف اعراض ، نمىتوان اختلاف آثار اجسام را توجيه نمود .
5 - بنابراين ، مبدء اختلاف آثار و خواص اجسام ، علاوه بر همه امور ياد شده كه هريك در حد خود سهمى در اين مطلب دارد ، قواى جوهرى و صور نوعيه آنها است ، و به عبارت ديگر : اختلاف آثار اجسام زائيدهء اختلاف ذاتى و ماهوى آنها است .
اكنون كه محل نزاع و موضوع بحث كاملا روشن شد لازم است با مثبتان و نافيان صور نوعيه آشنا شويم :
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص١٣٠