تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
در اين‌جا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا در جواب ماهو ، ماهيت به كار مىرود ؟ و به عبارت ديگر : چرا بر پاسخى كه درمورد سؤال با كلمه ماهو گفته مىشود ، ماهيت اطلاق مىشود ؟ . اين مطلب بحث جالبى دارد كه مصنف علامه در تعاليق خود بر اسفار متعرض آن گرديده است و ما كلام وى را باتوجه به آنچه در بحث نفس الامر گذشت ، شرح مىنمائيم : مفاهيمى كه در ذهن انسان موجودند دو دسته‌اند : الف : مفاهيمى كه ذهن با ارتباط و مطالعهء مستقيم موجودات خارجى بدست آورده است ، اين مفاهيم همان مفاهيم ماهوى هستند كه برخى از مقولهء جوهر و برخى از مقوله‌هاى عرضى مىباشند ، مانند مفاهيم : انسان ، درخت ، سياهى ، سفيدى ، گرمى ، سردى و نظاير آن . ب : مفاهيمى كه از مطالعه مستقيم موجودات بدست نيامده‌اند ، بلكه ذهن آنها را در شرايط خاص و باانگيزه‌هاى معين مىسازد ، كه به مفاهيم اعتبارى يا معقولات ثانيه معروفند . مانند مفاهيم : وجود ، عدم ، وحدت ، كثرت ، عليت و مانند آن . مفاهيم دسته اول هم در ذهن موجود مىگردند و هم در خارج ، و بر هريك از آن‌دو وجود ، آثار خاصى مترتب مىگردد ، ولى مفاهيم دسته دوّم در عين اينكه به واقعيت‌هاى خارجى نظر دارند ، و صفت آنها بشمار مىروند ، ولى مابازاء مستقل ندارند . آنچه در خارج تحقق دارد ، يكى وجود است كه اصل در تحقق است و ديگرى ماهيت كه در پرتو وجود و بالعرض موجود است و به عبارت صحيح‌تر حدّ وجود مىباشد ، مثلا آتش موجود در خارج داراى دو حيثيت است : يكى حيثيت وجود و واقعيت آن و ديگرى خصوصيت و محدوديت وجود آن ، كه عبارت است از فقدان و نداشتن كمالات موجودات ديگر و ماهيت آتش ناظر به‌همين جنبهء محدوديت وجودى آن است ، پس آنچه در خارج تحقق ( اعم از بالاصالة و بالعرض ) دارد ، وجود