شده اين است كه پاسخ از آن قرار مىگيرد « 1 » ، و براين اساس « تاء » در ماهيت ، تاء مصدريه است و در اصل « ما هويّت » بوده است ، واو حذف گرديده و ضمّهء هاء به كسره تبديل گرديد و به صورت « ماهيت » درآمده است « 2 » .
درهرحال كلمهء ماهيت مصدر جعلى « ما هو » است مانند : كميت و كيفيت كه مصدر جعلى كم هو و كيف هو مىباشد .
ب - تفاوت ماهيت با ذات و حقيقت .
حكيم طوسى در اين مورد مىگويد : « و تطلق غالبا على الامر المعقول و يطلق الذات و الحقيقة عليها مع اعتبار الوجود الخارجى » : لفظ ماهيت غالبا بر آنچه در ذهن تعقل مىشود ، اطلاق مىگردد ( يعنى بر وجود ذهنى ) و گاهى لفظ ذات و حقيقت هم بر ماهيت اطلاق مىگردد ولى به اعتبار وجود خارجى ماهيت ، بنابراين درمورد عنقاء ذات و حقيقت به كار نمىرود ، ولى لفظ ماهيت به كار مىرود .
از اينكه گفتهاند غالبا ماهيت درمورد امر معقول و وجود ذهنى به كار مىرود ، بدست مىآيد كه گاهى هم لفظ ماهيت درمورد امر موجود در خارج به كار مىرود و درنتيجه نسبت ميان ماهيت با ذات و حقيقت ، عموم و خصوص مطلق خواهد بود ، زيرا بر امر موجود در خارج ، هم ماهيت اطلاق مىشود و هم ذات و حقيقت ، ولى بر امر موجود در ذهن ، ماهيت اطلاق مىشود ، لكن ذات و حقيقت به كار نمىروند .
لكن نسبت ميان ماهيت و مفهوم عموم و خصوص من وجه است ، زيرا هردو بر امر موجود در ذهن اطلاق مىشوند ، ولى بر امر موجود در خارج ماهيت به كار مىرود و مفهوم استعمال نمىشود ، و درمورد برخى از امور موجود در ذهن مانند وجود و عدم كه از سنخ ماهيات نيستند ، مفهوم به كار مىرود و ماهيت استعمال نمىشود « 3 » .
هامش
( 1 ) شوارق ، ج 1 ، ص 145 .
( 2 ) درر الفوائد ، ج 1 ، ص 293 .
( 3 ) درر الفوائد ، ج 1 ، ص 294 . لازم به يادآورى است كه مفاهيم : ماهيت ، ذات و حقيقت از معقولات -