تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
است . مصنف ( ره ) نيز در نهاية الحكمه از اين اشكال دو پاسخ مىدهد : 1 - جسم از آن نظر كه اتصال جوهرى ( صورت جسميه ) است ، با صورتهاى نوعيه مغايرت دارد و امر مغاير نمىتواند پذيرا و قابل امر مغاير با خود باشد « 1 » 2 - اگر جسم از اين نظر كه اتصال جوهرى است ( صورت جسميه ) موضوع استعداد باشد ، باتوجه به اينكه خود جسم نيز امرى حادث و مسبوق به امكان ( استعداد ) مىباشد ، بايد حامل و موضوع امكان خود نيز باشد ، و لازمه‌اش اين است كه بر خود تقدم زمانى داشته باشد « 2 » . اشكال دوم : نفس انسان اگر چه از نظر ذات امرى بالفعل است ولى نسبت به صور علمى امرى بالقوه است ، پس اشكالى ندارد كه يك واقعيت از يك جهت بالفعل و از جهت ديگر بالقوه باشد ، اين سخن را درمورد صورت جسميّه نيز به كار مىبريم و مىگوئيم : آن نيز از يك جهت ( حجم ) بالفعل و از جهت ديگر ( صورتهاى نوعى و عوارض جسمانى ) بالقوه است . پاسخ اشكال : نفس انسان اگر چه از نظر ذات مجرد از ماده است ، ولى از نظر افعال نيازمند به ماده مىباشد ، بنابراين فعليت نفس به لحاظ جنبهء تجرد نفس است و قابليت آن به لحاظ جنبهء مادّيت آن و درنتيجه آنچه موضوع قابليت و استعداد است ذات نفس و جنبهء تجرد آن نيست ، بلكه جنبهء فاعليت نفس است كه متوقف بر ماده و مشروط به شرايط و زمينه‌هاى مادّى است . بنابراين نفس انسان نيز بسان
هامش
( 1 ) حكيم سبزوارى ( ره ) نيز در حواشى شرح منظومه اين پاسخ را يادآور شده مىگويد « الفعلية بما هي فعلية لا تقبل فعلية فى عالم الطبيعة الا باعتبار الهيولى ، فاذا قلت : الماء يقبل الهواء او له التهيوء إليه ، كان باعتبار هيولى الماء و الا فالماء باعتبار الصورة المائية متعصّ متأبّ منه ، و لهذا لا يقبل الصورة المثالية صورة اخرى و لا تستعد عناصر المثال للفعل و الانفعال حتى يحصل منها المواليد ، و لهذا هناك دار الحصاد لا الزارعة . ( شرح منظومه ، بخش طبيعيات ، ص 214 ) . ( 2 ) نهاية الحكمه ، مرحله ( 6 ) فصل ( 5 ) .