جسم دانست ، نه موجود مستقلى در برابر جسم . » « 1 »
استاد شهيد مطهرى ( ره ) نيز اين اشكال را وارد دانسته ، مىگويد : « قول به جوهريت هيولى در مقابل صورت ، با نظريه كون و فساد سازگار است نه با نظريهء تكونات تدريجى ( حركت جوهرى ) ، زيرا بنابر كون و فساد همواره با پيدايش صورتى ، صورت سابق از بين مىرود و البته بايد جوهرى فرض كرد كه با هردو صورت موجود است ، ولى با نظريهء تكونات تدريجى ، فرض هيولى و جوهر مستقل ضرورت ندارد . » « 2 »
2 - استاد شهيد مطهرى ( ره ) اشكال ديگرى نيز بر مركب بودن جسم از هيولى و صورت وارد كردهاند و آن اينكه :
« اگر تركيب جسم را از هيولى و صورت ، تركيب انضمامى بدانيم ، مىتوانيم اين دو را هريك نوعى از جوهر بدانيم و اما اگر تركيب را اتحادى بدانيم آنطور كه صدرا در اواخر جلد دوّم اسفار قائل است و اجزاء را تحليلى عقلى بدانيم ، ديگر نمىتوانيم هيولى و صورت را دو نوع از جوهر بدانيم ؛ زيرا به حكم اتحاد ، بايد ( هيولى ) متبدل شده باشد به صورت در يك زمانى و چون از ازل همراه صورت بوده ، پس هيچوقت نبوده كه او موجود باشد . » « 3 »
3 - برخى از صاحبنظران اشكالات ديگرى بر مركب بودن جسم از هيولى و صورت وارد كردهاند ، و از آن جمله گفتهاند : برهان قوه و فعل آنگاه تمام است كه قوه و استعداد در جسم از محمولات بالضميمه باشد و نياز به موضوع جوهرى داشته باشد ، ولى چنين نيست ، بلكه واقعيت استعداد از محمولات من صميمه است كه باتوجه به فراهم بودن شرايط پيدايش يك پديده و رفع موانع آن انتزاع مىشود و اتصاف آن به شدت و ضعف و قرب و بعد هم دليل بر واقعيت عينى داشتن آن نيست ؛
هامش
( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم : ج 4 ، ص 309 .
( 2 ) همان مدرك : ص 184 .
( 3 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم : ج 4 ، ص 175 - 169 .