تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
مىدانند كه امرى است واحد و هيچگونه تركيبى در آن نيست و اين امر واحد از آن نظر كه جوهر است ، جسم و از آن نظر كه قابليت صور و مقادير را دارد ، ماده ناميده مىشود . ولى از نظر مشائين ، اين ماده جوهرى بسيط است كه متقوم به صورت مىباشد ، و از تركيب آن‌دو ، جسم تشكيل مىگردد كه جوهرى است قابل مقادير و اعراض و صور لاحقه ، پس جسم از نظر آنان مركب است از هيولى و اتصالى كه قابل ابعاد ثلاثه است . ( صورت جسميه ) و در توضيح اينكه چگونه همهء عقلا بر وجود ماده اولى اتفاق‌نظر دارند مىگويد : « وجود امرى كه مفهوم مادهء قابل حوادث و لواحق بر آن منطبق گردد نياز به اثبات ندارد ؛ زيرا هرانسانى كه اهليت مذاكره علمى با او را دارد ، مىداند كه خاك مبدل به نطفه مىگردد و نطفه به جسد انسان و حيوان مبدل مىشود و بذر ، درخت مىگردد و درخت مبدل به خاكستر يا زغال مىشود . اكنون وقتى گفته مىشود انسان از آب و حيوان از خاك بوجود آمده است ، در اين‌جا سه احتمال وجود دارد : 1 - نطفه به صورت نطفه‌اى و خاك به صورت خاكى همچنان باقى است و در عين حال بشر و حيوان است ، و درنتيجه درآن‌واحد هم نطفه است و هم جسد انسان ، هم خاك است و هم حيوان . 2 - نطفه به كلى نابود گرديده و خاك نيز به كلى فانى شده است ، آنگاه انسان و حيوان حادث گرديده است و درنتيجه انسان از نطفه و حيوان از خاك آفريده نشده است ، بلكه صورتى به كلى فانى شده و شىء ديگرى حادث شده است . 3 - آن جوهرى كه در آن هيئت و صفت نطفه يا خاك بودن موجود بود ، اين صفت از آن زائل گرديده و صفت و هيئت انسانى يا صورت حيوانى در آن پديد آمده است .