ترجمه و توضيح :
مرحلهء پنجم : دربارهء ماهيت و احكام آن است و در اين مرحله هشت فصل مىباشد .
فصل اول : ماهيت به لحاظ ذات فقط ماهيت است
ماهيت - و آن چيزى است كه در جواب ماهو گفته مىشود - به دليل اينكه قبول مىكند اتصاف به اينكه موجود است يا معدوم و يا واحد است يا كثير و يا كلى است يا فرد « 1 » ( جزئى و شخصى ) و همچنين اتصاف به ساير صفات متقابله را مىپذيرد ، ( پس ) در حد ذات خود همهء صفات متقابله از آن سلب مىگردد ، ( زيرا اگر اين صفات متقابله در حد ذات ماهيت براى آن ثابت باشد ، تناقض يا تضاد در ذات لازم مىآيد ) .
پس ماهيت من حيث هى ، غير از ماهيت بودن چيز ديگرى نيست ، نه موجود است و نه معدوم و نه چيزى ديگر و اين است معناى سخن فلاسفه كه گفتهاند : از مرتبه ماهيت ، دو نقيض رفع مىشوند ، مراد آنان از اين سخن اين است كه هيچيك از دو نقيض در ماهيت أخذ نشده است اگر چه ماهيت درواقع ، قطعا از يكى از آن دو نقيض خالى نيست ( و ارتفاع نقيضين از ماهيت به لحاظ واقع محال خواهد بود و درنتيجه از نظر واقعيت عينى ، ماهيت يا موجود است و يا معدوم ، يا كلى است يا جزئى يا كثير است يا واحد ، يا جوهر است يا عرض ، يا مجرد است يا مادى و هكذا . . . ) .
هامش
( 1 ) وحدت و كثرت ماهيت به لحاظ وجود خارجى است و كليت و جزئيت به لحاظ وجود ذهنى ، و به عبارت ديگر : وحدت و كثرت به لحاظ مصداق است و كليت و جزئيت به لحاظ مفهوم ، و به عبارت سوم : وحدت و كثرت از معقولات ثانيه فلسفى ، و كليت و جزئيت از معقولات ثانيه منطقى مىباشد .