قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ
« 1 » .
پنج نكته پيرامون نسخ
اوّل : نسخ تنها مربوط به احكام شرعى نيست ، بلكه در تكوينيات « 2 » نيز هست .
دوم : نسخ همواره دو طرف مىخواهد ، يكى ناسخ « 3 » و يكى منسوخ ، و با يك طرف فرض ندارد .
سوم : ناسخ آنچه را كه منسوخ از كمال و يا مصلحت دارد ، واجد است .
چهارم : ناسخ از نظر صورت با منسوخ تنافى دارد ، نه از نظر مصلحت ، چون ناسخ نيز مصلحتى دارد ، كه جايگزين مصلحت منسوخ است ، پس تنافى و تناقض كه در ظاهر آندو است ، با همين مصلحت مشترك كه در آن دو است ، بر طرف مىشود ، پس اگر پيغمبرى از دنيا برود ، و پيغمبرى ديگر مبعوث شود ، دو مصداق از آيت خدا هستند كه يكى ناسخ ديگرى است .
اما از دنيا رفتن پيغمبر اول كه خود برطبق جريان ناموس طبيعت است كه افرادى به دنيا آيند ، و در مدتى معين روزى بخورند و سپس هنگام فرارسيدن اجل از دنيا بروند . و اما آمدن پيغمبرى ديگر و نسخ احكام دينى آن پيغمبر ، اين نيز برطبق مقتضاى اختلافى است كه در دورههاى بشريت است ، چون بشر رو
هامش
( 1 ) . سوره نحل : 102 .
( 2 ) . نسخ در تكوينيات همان بداء است .
( 3 ) . مرحوم آيت اللّه سيد عبد الأعلى سبزوارى رحمه اللّه مىنويسد : لا يخفى أن الناسخ هو اللّه تعالى و يطلق على الدليل مجازا . مواهب الرحمان في تفسير القرآن : 1 / 385 .