يادش را از دلهاى شما نمىبريم ، مگر آنكه آيتى بهتر از آن و يا مثل آن مىآوريم .
البته حقيقت نسخى كه در ميان ما دائر است اين است كه نظر به مصلحتى ، حكمى را وضع كرده ، مورد عمل قرار دهند و پس از چندى به خطا و اشتباه خود پى برده و حكم اوّلى را الغاء و حكم ديگرى را جايگزين آن سازند .
نسخ به اين معنى را ، كه ملازم جهل و خطا است ، نمىشود به خداى متعال كه جهل و خطا به ساحت پاكش راه ندارد نسبت داد و چنين حكمى در قرآن مجيد ، كه در ميان آياتش هيچگونه اختلافى نيست ، وجود ندارد .
بلكه نسخ در قرآن مجيد بيان انتهاء زمان اعتبار حكم منسوخ است به اين معنى كه مصلحت جعل و وضع حكم اوّلى مصلحتى محدود و موقت باشد و طبعا اثرش نيز ، كه حكم است ، محدود و موقت در مىآيد و پس از چندى ، حكم دومى پيدا شده و خاتمه يافتن مدت اعتبار حكم اوّلى را اعلام كند .
و نظر به اينكه قرآن مجيد در مدت بيست و سه سال تدريجا نازل شده ، اشتمالش به چنين احكامى كاملا قابل تصور است .
و البته وضع حكم موقت در جايى كه هنوز مقتضى حكم ثابت تام نيست و پس از تماميت مقتضى تبديل نمودن آن به حكم ثابت اشكالى نخواهد داشت ، چنانكه از قرآن مجيد نيز در حكمت نسخ همان معنى استفاده مىشود . خداى متعال مىفرمايد :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ