نسخ در قرآن « 1 »
كلمه نسخ به معناى زايل كردن است ، وقتى مىگويند : « نسخت الشمس الظل » ، معنايش اين است كه آفتاب سايه را زايل كرد ، و از بين برد . و در آيه :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ ، إِلَّا إِذا تَمَنَّى ، أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ، فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ
« 2 » ، به همين معنا استعمال شده است .
معناى ديگر كلمه نسخ ، نقل يك نسخه كتاب به نسخهاى ديگر است .
و اين عمل را از اين جهت نسخ مىگويند ، كه گويى كتاب اولى را از بين برده ، و كتابى ديگر به جايش آوردهاند ، و به همين جهت در آيه
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » به جاى كلمه نسخ كلمه تبديل آمده است .
در ميان آيات احكام كه در قرآن است ، آياتى هست كه پس از نزول ، جاى حكم آياتى را كه قبلا نازل شده و مورد عمل بودهاند گرفته ، به زمان اعتبار حكم قبلى خاتمه مىدهد ، آيات قبلى منسوخ و آيات بعدى كه در حكم خود حكومت بر آنها دارند ناسخ ناميده مىشوند . چنانكه در اول بعثت مسلمانان دستور داشتند كه با اهل كتاب با مسالمت بسر برند چنانكه مى
هامش
( 1 ) . ترجمه تفسير الميزان 1 / 377 ؛ 4 / 435 ؛ قرآن در اسلام : 48 - 50 .
( 2 ) . سوره حج : 52 .
( 3 ) . سوره نحل : 101 .