تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
خاطر هيچ‌چيز اندوهگين نمىگردند ، درباره آنان فرموده :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 1 » . و نيز طايفه‌اى را به نام متقربين ، طايفه‌اى به نام مجتبين ، عده‌اى را به نام صديقين ، جمعى را صالحين ، گروهى را مؤمنين ناميده و براى هرطايفه‌اى مرتبه‌اى از علم و ادراك قائل شده است . و نيز در مقابل عناوين پسنديده و مقامات بلندى كه ذكر شد ، عناوين ناستوده و مقامات پستى را براى طوايفى ذكر نموده ، و براى هرطايفه‌اى مختصاتى از علم و معرفت را شمرده است . طايفه‌اى را كافرين ، گروهى را منافقين ، جمعى را فاسقين ، عده‌اى را ظالمين و امثال اين ناميده ، و نشانه‌هايى از سوء فهم و پستى ادراك نسبت به آيات خدا و معارف حقه او اثبات كرده است . 10 . اين‌كه قرآن كريم از حيث انطباق معارف و آياتش بر مصاديق و بيان حال مصاديقش دامنه‌اى وسيع دارد ، پس هيچ آيه‌اى از قرآن اختصاص به مورد نزولش ندارد ، بلكه با هرموردى كه با مورد نزولش متحد باشد ، و همان ملاك را داشته باشد جريان مىيابد ، عينا مانند مثل‌هايى است كه اختصاص به اولين موردش ندارد ، بلكه از آن تجاوز كرده شامل همه موارد مناسب با آن مورد نيز مىشود و اين معنا همان اصطلاح معروف « جرى » است ، كه در اوايل اين كتاب درباره‌اش سخن رفت .

طريقه و روش ائمه اهل بيت عليهم السّلام در تفسير متشابهات

هامش
( 1 ) . سوره يونس : 62 .