طايفهاى را عالمين خوانده و تعقل مثلهاى قرآن را به آنان مختص كرده ، مىفرمايد :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
« 2 » .
و گويا منظور از عالمان همان اولو الالباب و متدبرين است چون در آيه :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 3 » مىفرمايد : چرا در قرآن تدبر نمىكنند ، اگر اين قرآن از ناحيه غير خداى تعالى بود هرآينه در آن اختلافى بسيار مىيافتند و نيز در آيه :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
« 4 » مردم را توبيخ نموده مىفرمايد : چرا در قرآن تدبر نمىكنند ؟ مگر بر در دلهايشان قفل زده شده ؟ ! و برگشت مضمون اين سه آيه شريفه به يك معنا است ، و آن معنا عبارت است از علم به متشابه قرآن ، و اينكه چگونه آن را به محكم قرآن برگردانند .
طايفه ديگر مطهريناند ، كه خداى تعالى ايشان را مخصوص به علم تأويل كتاب كرده و فرموده :
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 5 » .
طايفهاى ديگر را عنوان اولياى خدا داده ، كسانى هستند كه واله و شيدا در عشق خداىاند ، و از خصايص ايشان اين موهبت است كه به هيچ چيزى جز خداى سبحان توجهى ندارند و به همين جهت جز از خدا نمىترسند و به
هامش
( 2 ) . سوره عنكبوت : 43 .
( 3 ) . سوره نساء : 82 .
( 4 ) . سوره محمّد صلّى اللّه عليه و آله : 24 .
( 5 ) . سوره واقعه : 79 .