3 . آنكه تشابهش از جهت زمان باشد به اين معنا كه احتمال دهيم آيه نسخ شده باشد ، و عمر حكمى كه در آن است سرآمده باشد ، و احتمال دهيم كه نسخ نشده باشد ، مانند آيه :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 2 » كه تقواى كامل را واجب مىكند با اينكه آيه
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ
« 3 » تقوا را به قدر توانايى واجب كرده است .
4 . آنكه تشابهش از جهت مكان و يا امورى باشد كه آيه در شان آن امور نازل شده باشد ، مانند آيه :
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها
« 4 » ، كه در آيه معين نشده مقصود از پشت خانه كجا است ، و مانند آيه
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
« 5 » كه تشخيص معناى « نسىء » ، براى كسى كه عادت عرب جاهليت را نمىداند ، مشكل است .
5 . آنكه تشابهش از جهت شروطى باشد كه در صحت و فساد عمل دخالت دارند ، مانند شروط نماز و نكاح .
با در نظر گرفتن اين مطالب معلوم مىشود هيچيك از وجوهى كه مفسرين در معناى متشابه ذكر كردهاند خالى از اين وجوه و تقسيمها نيست ، حتى آنكه گفته متشابه عبارت است از حروف مقطعه ، و يا قتاده كه گفته است : متشابه عبارت است از منسوخ ، و محكم عبارت است ، از ناسخ ، و يا اصم
هامش
( 2 ) . سوره آل عمران : 102 .
( 3 ) . سوره تغابن : 16 .
( 4 ) . سوره بقره : 189 .
( 5 ) . سوره توبه : 37 .