سبحان مىفرمايد :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 1 » و ( فيه تبيان كل شىء ) و نيز فرموده : كه آيات اين كتاب بعضى مصدق بعضى ديگر است ، و در آن هيچ اختلافى نيست ،
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 2 » و نيز قرآن ظاهرى زيبا و معجزهآسا ، و باطنى عميق دارد ، اعجوبهاى است كه عجائبش به شمار نمىآيد ، و غرائبش تمامشدنى نيست ، و هيچ ظلمتى جز به وسيله آن بر طرف نمىشود .
بهطورى كه ملاحظه مىكنيد اين روايت صراحتا اعلام مىدارد كه هر نظريه دينى بايد منتهى به قرآن گردد .
و در الدر المنثور « 3 » است كه ابن سعد و ابن الضريس در كتاب فضائلش و ابن مردويه ، از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش ، روايت آوردهاند كه گفت :
روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با شدت خشم نزد مردمى رفت كه داشتند خودسرانه قرآن را تفسير مىكردند ، فرمود : امتهاى قبل از شما هم به خاطر همين روشى كه شما پيش گرفتهايد گمراه شدند ، آنها هم در اثر زدن بعضى از كتاب را به بعضى ديگر ، هلاك شدند ، خداى تعالى كتاب را نازل نكرده كه شما به خاطر بعضى از آن بعضى ديگر را تكذيب كنيد ، بلكه نازل كرد تا بعضى مصدق بعضى ديگر باشد پس هرچه از قرآن فهميديد همان را بگوييد ، و هرچه را نفهميديد علمش را به عالمش واگذاريد .
هامش
( 1 ) . سوره انعام : 38 .
( 2 ) . سوره نساء : 82 .
( 3 ) . الدر المنثور : 2 / 6 .