اگر منظور ابن الوليد معناى اول باشد درست است ، و ضرب بعض قرآن به بعض ديگر است و اگر معناى دوم مقصود باشد ، سخن باطلى گفته و دو روايت نامبرده آن را دفع مىكنند .
و در تفسير نعمانى « 1 » آمده كه به سندى كه به اسماعيل بن جابر دارد از او نقل كرده كه گفت : من از ابا عبد اللّه جعفر بن محمد عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
خداى تبارك و تعالى محمّد صلّى اللّه عليه و آله را فرستاد ، و به وسيله او انبيا را ختم نمود ، پس ديگر بعد از او پيغمبرى نخواهد آمد ، و كتابى بر او نازل كرد ، و به وسيله آن كتاب كتب آسمانى را ختم نمود ، و ديگر كتابى نخواهد آمد ، و در آن كتاب اشيايى را حلال و چيزهايى را حرام كرد .
پس حلال محمّد حلال است تا روز قيامت ، و حرام او حرام است تا روز قيامت ، در آن كتاب شرع شما و خبر امتهاى قبل از شما و بعد از شما است ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين كتاب را علم اوصيايش قرار داد ، علمى كه همواره در آنان باقى است ، ولى مردم ( اهل سنت ) آنان را ترك نمودند .
با اينكه اوصياى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شاهدان بر اهل هرزماناند ، آرى مردم از اين حضرات رو گردانيده و غير آنان را پيروى كردند ، و بهطور خالص اطاعتشان نموده ، كار را به جايى رساندند كه يك فرد شيعه و كسى كه نسبت به واليان حقيقى يعنى همان اوصياى پيغمبر ، اظهار ولايت مىكرد ، و علوم ايشان را طلب مىنمود ، دشمن خود مىشمردند ، و مصداق اين آيه شدند كه مىفرمايد :
وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ، وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ
« 2 » .
هامش
( 1 ) . رساله محكم و متشابه به نقل از تفسير نعمانى : 5 .
( 2 ) . سوره مائده : 13 .