تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ننموده ، بلكه به اطلاقش باقى بگذاريم ، و مثلا در مورد همين آيه‌اى كه به عنوان مثال آورديم بگوييم : اين آيه در مقام بيان مساله خلقت است . البته چون مىدانيم موجودات يكى پس از ديگرى خلق مىشوند ، فرزندان انسان و حيوان بعد از پدران و مادران و تخم گياهان بعد از گياهان ، و درختان موجود مىگردند ، همه و همه در زمين موجود مىشوند ، و از آسمان نازل نمىگردند ، حكم مىكنيم كه جمله :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
كنايه است از اين‌كه موجودات در موجود شدن مطيع اراده خدايند ، و اراده خدا به منزله مخزنى است كه تمامى كائنات و آفريده‌ها در آن مخزون‌اند ، و از آنها تنها موجودى هستى مىپذيرد كه مشيت خدا بر موجود شدن آن تعلق گرفته باشد . ولى اين تفسير هم - به‌طورى كه ملاحظه مىكنيد - تفسير به رأى است ، و نظرى است كه ما مىدهيم ، و هيچ دليل و سندى بر آن نداريم ، به جز همان كه گفتيم موجودات زمينى از آسمان نمىافتند ، چون به نظر ما نزول ، همان افتادن از بالا به پايين است ، و ما از نزول‌هاى ديگر آگاهى نداريم . و اگر در كلماتى كه خداى تعالى در كتاب مجيدش در معرفى اسماء ، صفات ، افعال خود ، فرشتگان ، كتب ، رسولان ، قيامت و متعلقات قيامتش ، آورده ، دقت نموده ، و نيز در حكمت احكامش و ملاكات آنها تامل كنيم ، آن وقت به خوبى خواهيم ديد كه آنچه ما در تفسير آن كلمات با به كار بردن قرائن عقليه اظهار مىداشتيم همه از قبيل تفسير به رأى و پيروى غير علم ، و تحريف كلام از مواضعش بود .