تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مثال اين تصرفات اين‌كه وقتى مىشنويم شخصى عزيز و بزرگ و ثروتمند مىگويد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
« 1 » نخست معناى مفردات كلامش را مىفهميم ، سپس مفهوم مجموع كلام آن را هم مىفهميم ، آن‌گاه در مرحله تطبيق كلى بر مصداق حكم مىكنيم كه حتما اين شخص هزاران انبار در قلعه‌هايى محكم دارد ، كه مالامال از اشيا و كالا است ، چون هركس انبار و خزينه درست مىكند براى همين منظور درست مىكند ، و نيز حكم مىكنيم به اين‌كه آن اشياء و كالاها عبارت است از طلا و نقره ، و اثاث خانه ، و زيور آلات ، و سلاح‌هاى جنگى ، چون چنين چيزهايى را در انبارها و خزينه‌ها حفظ مىكنند . و هيچ به نظر ما نمىرسد كه آن اشيا ، زمين و آسمان و خشكى و دريا و ستارگان و انسانها باشند ، چون هرچند اينها نيز اشياء هستند و كلمه
إِنْ مِنْ شَيْءٍ
شامل آنها هم مىشود ، ولى اينها انبار كردنى نيستند ، و روى هم انباشته نمىشوند ، و به همين جهت حكم مىكنيم به اين‌كه منظور گوينده از كلمه « شىء » همه چيز نيست ، بلكه بعض افراد شىء است ، نه مطلق شىء ، و غير محصور آن ، و همچنين حكم مىكنيم به اين‌كه منظورش از خزائن اندكى از بسيار است . پس در اين مثال ، نظام موجود در مصداق باعث شد دامنه گسترده كلمه شىء و نيز كلمه خزائن به طور عجيبى برچيده شود . ولى وقتى مىشنويم كه خداى تعالى هم‌چنين كلامى را بر رسول گرامىاش نازل كرده ، و فرموده :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
اگر ذهن ما از آن سطح پائين و معمولى و ساده‌اش بالاتر نيايد ، عينا همان تفسيرى كه براى
هامش
( 1 ) . سوره حجر : 21 .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 253 | محمد باقر ملكيان