تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
آن كلام بشرى كرديم ، براى اين كلام الهى خواهيم كرد ، با اين‌كه هيچ علمى و دليلى بر تفسير خود نداريم ، تنها مدرك‌مان اين است كه ما از چنين عبارتى چنين معنايى مىفهميم . اما اگر كمى ذهن خود را از آن سطح پايين ترقى دهيم ، و بفهميم كه خداى تعالى تنها مال را خزينه نمىكند ، و خصوصا وقتى ببينيم كه دنبال آن جمله مىفرمايد :
وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
و نيز مىفرمايد :
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
« 1 » حكم خواهيم كرد بر اين‌كه مراد از كلمه شىء رزق ، يعنى آب و نان است ، و مراد از نازل كردن آب و نان ، نازل كردن باران است ، چون فهم ما از عبارت « نازل شدن از آسمان » چيزى به جز باران نمىفهمد . در نتيجه خزينه شدن همه‌چيز نزد خدا و سپس نازل شدن آن به اندازه‌هاى معين در نظر ما كنايه از انباشته شدن آب در آسمان ، و سپس نازل شدن آن به زمين براى آماده شدن موارد غذايى خواهد بود . اين تفسير هم مثل تفسير اول تفسير به رأى ، و بدون علم است ، چون هيچ سندى برطبق آن نيست ، تنها دليل ما اين است كه ما چيزى به جز باران سراغ نداريم كه از آسمان نازل شود . پس دليل ما بر اين تفسير ، عدم علم است ، نه علم به عدم ، و اين‌كه چيزى به جز باران نازل شدنى نيست . باز اگر سطح فكر را بالاتر ببريم و بخواهيم به هيچ‌وجه درباره قرآن سخن بدون علم نگوييم ، و اطلاق كلام قرآنى را بدون علم بر هيچ مصداقى حمل
هامش
( 1 ) . سوره جاثيه : 5 .